مرغ عشق

از کنار مغازه ای رد می شدم ، نگاهم به داخل ان افتاد

پرنده های زیادی در قفس بودند و نگاهم به یه جفت مرغ عشق

افتاد که مستانه لب در لب هم داشتند ، رفتم داخل کمی انها

را نگاه کردم چند لحظه بعد زن و شوهر جوانی دست در

دست هم وارد مغازه شدند.

مرد جوان : (به صاحب مغازه) اقا قیمت این مرغ عشق ها چنده؟

صاحب مغازه : سیزده تومن.

زن : چقدر گرون اقا.

مرد : اشکال نداره می خریم.

زن : ( به مرد) یعنی چی جا نداریم، تازه من خوشم نمیاد.

مرد : ای بابا شد یه بار ساز مخالف نزنی.

زن : برو بابا تو هم ، هر کاری دلت می خواد می کنی

بعد می گی ساز مخالف نزن.

مرد : اصلا ذوق و سلیقه نداری.

زن : اره ذوق و سلیقه ندارم ( با کنایه مرد را نشان می دهد) می بینی که.

.مرد : (از کنایه زن ناراحت) بی خیال بابا بیا بریم همیشه همینه کارات.

مرد جلوتر ناراحت از مغازه خارج شد و زن هم بدنبال او از مغازه

خارج شد ، نگاهم روی مرغ عشق ها اینبار

دقیق تر از

قبل شد

و هرچه که

گذشت و در مغازه ماندم

ندیدم که مرغ عشق ها هیچ وقت از بوسیدن

هم سیر بشن


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.6 از 5 (مجموع 7 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

آسیه مهرابی ,سنامحمودی ,فاطمه فریدی عباس آبادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (18/10/1391),علیرضا زرگوشیان (18/10/1391),الهه یاری (18/10/1391),آسیه مهرابی (18/10/1391),بهناز تقی زاده (19/10/1391),عليرضا تائبي (19/10/1391),زینب علوی زاده (20/10/1391),شهریار شفا (20/10/1391),علیرضا زرگوشیان (20/10/1391),امیر مسعود میرباقری (26/10/1391),سنامحمودی (4/11/1391),فاطمه فریدی عباس آبادی (5/1/1392),علیرضا زرگوشیان (25/12/1392),علیرضا زرگوشیان (18/12/1394),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 18 دي 1391 - 06:48

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام@};-


@ابوالحسن اکبری توسط علیرضا زرگوشیان Members  ارسال در دوشنبه 18 دي 1391 - 22:38

نمایش مشخصات علیرضا زرگوشیان درود بر شما


نام: اسیه مهرابی   ارسال در دوشنبه 18 دي 1391 - 23:22

موفق باشید @};-


@اسیه مهرابی توسط علیرضا زرگوشیان Members  ارسال در دوشنبه 18 دي 1391 - 00:25

نمایش مشخصات علیرضا زرگوشیان سپاسگزارم


نام: پرستو یاوری   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 04:31

@};-


@پرستو یاوری توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 15:52

@};-


نام: رامیلا   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 14:33

خوب بود، مرسی


@رامیلا توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 15:53

سپاسگزام@};-


نام: فرزانه م   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 14:51

عالی بود بی زحمت برام بفرستیدش


@فرزانه م توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 15:49

سپاسگزارم@};-


نام: فرات   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 15:06

عالی، براووووووووووو


@فرات توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 19 دي 1391 - 15:50

سپاسگزام@};-


نام: امیر مسعود میرباقری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 26 دي 1391 - 10:26

نمایش مشخصات امیر مسعود میرباقری به نام او که در این نزدیکیست
بسیار زیبا بود و قصد ندارم با نقد جان کاه فرمالیستی خرابش کنم.با این حال چرا این راوی اول شخص اینقدر کمرنگ و مرده بود.به غیر این و صحنه پردازی به جد زیبا.بود.یا حق.


@امیر مسعود میرباقری توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 27 دي 1391 - 22:46

درود بر شما

سپاسگزارم از نقد شما دوست گرامی@};-


نام: سنا محمودی   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 18:55

زنده باد همه ی مرغ عشق ها:">


@سنا محمودی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 22:17

@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.