مترسک

مترسک : خسته شدم ...

ادم : از چي؟

مترسک : از کار يکنواخت...

ادم : براي تو چه فرقي مي کنه ، تو که کارت همينه...

مترسک : تو خسته نشدي؟؟؟

ادم : از چي؟؟

مترسک : از کار يکنواخت؟؟

ادم : ولي کار من که يکنواخت نيست...

مترسک : من هر روز تو رو مي بينم که همين کارها رو مي کني...

ادم : خب من کارم اينه شکايتي ندارم...

مترسک : ولي من اگه جاي تو بودم هر روز يه کاري رو انجام نمي دادم...

ادم: ولي تو يه مترسکي و تو کار ادم ها نمي توني دخالت کني...

مترسک : اره مي دونم ادم ها من رو نمونه ي يکنواختي خودشون ساختند..

ادم : من که نمي فهمم تو چي مي گي....

مترسک : ولي من مي فهمم...........

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 9 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

نادر ال علی ,لیلا فام (رها نفس) ,سنامحمودی ,میر حسن علوی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

میر حسن علوی (2/11/1391),علیرضا زرگوشیان (3/11/1391), یوسف جمالی(م.اسفند) (3/11/1391),ابوالحسن اکبری (3/11/1391),نادر ال علی (3/11/1391),امیر مسعود میرباقری (3/11/1391),سنامحمودی (3/11/1391),آسیه مهرابی (3/11/1391),میر حسن علوی (3/11/1391),شهریار شفا (3/11/1391),مریم شرافتی (4/11/1391),امیر فروردین (4/11/1391),لیلا فام (رها نفس) (4/11/1391),صفی الله فرزام (4/11/1391),عارفه یار احمد (4/11/1391),شهریار سلامتی (6/11/1391),میر حسن علوی (7/11/1391),

نقطه نظرات

نام: نادر ال علی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 3 بهمن 1391 - 14:40

لیاقتش این قلبه بود خیلی خوب خیلی ولیاگه بعد اولین بار که ادم و مترسکو نوشتی فقط - خط می زاشتی جمله رو می نوستی بهتر بود ولی خیلی خوب


@نادر ال علی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 3 بهمن 1391 - 15:27

درود بر شما

سپاسگزارم@};-


نام: سنا محمودی   ارسال در سه شنبه 3 بهمن 1391 - 17:36

عااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییی
امروز شاید حدود 20 تا 30 تا داستانک تو سایت خوندم ولی این محشر بود از همه بهتر بود آفرین و درود بر شما و بازهم آفرین آفرین آفرین@};- @};- @};- @};- @};-


@سنا محمودی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 3 بهمن 1391 - 19:01

ممنونم @};-


نام: لیلا فام (رها نفس) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 08:29

نمایش مشخصات لیلا فام (رها نفس) زیبا بود..همه ی آدم ها تو یکنواختی زندگی شدن یه مترسک..مثل مترسک از سراجبار و زور@};- @};- @};-


@لیلا فام (رها نفس) توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 11:05

درود بر شما

سپاسگزارم@};- @};-


نام: عارفه یار احمد کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 16:18

نمایش مشخصات عارفه یار احمد خیلیــــــــــــــــــــــــــــ جالب بود
آفرینـــ:x :*


@عارفه یار احمد توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 16:22

ممنونم@};-


نام: هستی بانو   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 18:41

اره .واقعا.ما ادما هممون شدیم مثل مترسک.زندگی من نمونه ای از یکنواختیه زندگی ای که با دستای خودم نابود شده.ممنون از سایت خوبتون.خسته نباشید عالی بود


@هستی بانو توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 18:48

درود بر شما

سپاسگزارم از دیدگاه شما و وقتی که گذاشتید@};-


نام: حسن علوی   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 23:40

زیبا بود بقول مولوی : این نه منم نه آن منم .. معلوم نیست مترسک ماییم و یا اینکه ما اون مترسکیم .


@حسن علوی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در چهار شنبه 4 بهمن 1391 - 00:50

درود بر شما

سپاس از دیدگاه شما دوست گرامی@};-


نام: سانیا   ارسال در پنجشنبه 26 بهمن 1391 - 19:22

خیلی نایس بود
منون


@سانیا توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در شنبه 28 بهمن 1391 - 12:53

درود بر شما

سپاسگزارم@};-


نام: فرامرزی   ارسال در سه شنبه 1 اسفند 1391 - 19:07

یکنواختی در بی تحرکی نیست
در انحصار بینشهای کوتاه و دیده های بسته است
زیبا بود


@فرامرزی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 1 اسفند 1391 - 19:44

درود بر شما

سپاسگزارم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.