تنهایی

ادم : نمي خواي دست از سرم بر داري؟؟

تنهايي : نه..

ادم : چرا؟؟؟

تنهايي : چونکه دوست دارم...

ادم : دوست داشتن بايد دو طرفه باشه...

تنهايي : براي من مهم نيست ، تو دوسم نداشته باش...

ادم : دوستي يه طرفه خطرناکه....

تنهايي : من خطري برات ندارم قول مي دم...

ادم : تا کي يه طرفه دوست باشيم؟؟؟

تنهايي : تا هر وقت من بخوام...

ادم : وقتش کي هست؟؟

تنهايي : نمي دونم...

ادم : جواب روشني نيست...

تنهايي : مي دونم ، ولي من عاشقت شدم...

ادم : جدي؟ از کي؟؟

تنهايي : از وقتي بهم تکيه دادي...

ادم : يادم نمياد...

تنهايي : همه همين رو مي گن
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

نسرین انتظاری ,میر حسن علوی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علیرضا زرگوشیان (6/12/1391),مسعود رضایی (6/12/1391), فریبا فرامرزی (6/12/1391),نسرین انتظاری (6/12/1391),بهار زرافشان (6/12/1391),سحر کیان (7/12/1391),لیلا فام (رها نفس) (8/12/1391),سنامحمودی (8/12/1391),سارا طهماسبی (8/12/1391),علیرضا زرگوشیان (12/12/1391),علیرضا زرگوشیان (26/6/1393),علیرضا زرگوشیان (18/12/1394),علیرضا زرگوشیان (3/6/1395), ツفریماه آرام فر ツ (9/8/1396),

نقطه نظرات

نام: فرمرزی   ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 12:32

@};-
به دامانش آویختم
تنها او بود که در تنهایی؛ تنهایم نگذاشت


@فرمرزی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 13:26

@};- @};-


نام: نسرین انتظاری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 15:07

نمایش مشخصات نسرین انتظاری کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟!
عالی است جناب زرگوشیان.@};-


@نسرین انتظاری توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 16:20

درود بر شما دوست خوبم

سپاسگزارم@};- @};-


نام: بهار زرافشان کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 15:11

نمایش مشخصات بهار زرافشان اندکی به یاد تنهای مطلق...


@بهار زرافشان توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در یکشنبه 6 اسفند 1391 - 16:21

درود بر شما@};-


نام: مسعود رضایی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1391 - 12:18

نمایش مشخصات مسعود رضایی داستان خوبی بود البته بگم نمایشنامه
کاراتون حرف نداره
قدر این عکستونو بدونید ها تو ائل گلی شهر ما گرفتی مگه نه؟
@};- @};- @};- @};- @};-


@مسعود رضایی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1391 - 14:56

درود بر شما دوست گرامی

سپاسگزارم از دیدگاهتان

بله شهر تبریز تو شاه گلی گرفتم عکس رو
بسیار جای زیبا و با صفاییه.....


نام: میر حسن علوی   ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1391 - 13:54

علیرضا جان خوب بود . خسته نباشی و تواناتر در نوشتار بعدی .


@میر حسن علوی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1391 - 14:56

درود بر شما

سپاسگزارم دوست گرامی


نام: لیلا فام (رها نفس) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 8 اسفند 1391 - 09:02

نمایش مشخصات لیلا فام (رها نفس) تنهائی همدم آدمهای تنها و غم هم همدم تنهائیه
مرسی .زیبا بود


@لیلا فام (رها نفس) توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 8 اسفند 1391 - 11:15

درود بر شما

سپاسگزارم دوست گرامی@};-


نام: سنامحمودی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 8 اسفند 1391 - 19:55

نمایش مشخصات سنامحمودی زیبا بود احسن
شما یک سبک مخصوص به خدتان را دارید مانند مکالمه بین تعدادی
و این خیلی زیباست
منتظر داستانک های بعدیتان هستیم
موفق و پیروز باشید


@سنامحمودی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در سه شنبه 8 اسفند 1391 - 20:26

درود بر شما

خیلی ممنونم دوست گرامی@};-


نام: کیوان صادقی   ارسال در شنبه 12 اسفند 1391 - 18:56

تنهایی مثل افتابه وقتی باهاش دوست میشی و بهش عادت میکنی همیشه گرمت میکنه و هیچ وقت نمیذاره ازش سردت بشه.
متن زیبایی بود دوست من
قلمت هماره گرم باد


@کیوان صادقی توسط علیرضا زرگوشیان   ارسال در شنبه 12 اسفند 1391 - 19:18

درود بر شما دوست گرامی

سپاسگزارم@};-


نام: رامیلا   ارسال در یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 15:31

تکیه کردن به تنهایی، مرسی.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.