تهوع

کنار چهارراه غم محبت گدایی می کرد، نوازش از کنارش رد شد کلاهي از سر

احترام بر داشت ، وفا با عصايي سفيد وارد شد ناخواسته تنش خورد به احترام و هر دو

افتادند روی زمين، چاپلوسي وارد شد دست انها را گرفت تهوع از دور می خندید.



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مسعود رضایی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علیرضا زرگوشیان (25/12/1391),میر حسن علوی (25/12/1391),مسعود رضایی (29/12/1391),سنامحمودی (30/12/1391),اكرم عيوضي نژاد (2/1/1392),سید مجتبی موسوی گورابی (3/1/1392),علیرضا زرگوشیان (29/11/1394),سحر ذاکری (29/11/1394), ツفریماه آرام فر ツ (12/8/1396),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری   ارسال در جمعه 25 اسفند 1391 - 11:51

@};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط زرگوشیان   ارسال در جمعه 25 اسفند 1391 - 12:18

@};- @};- @};-


نام: میر حسن علوی کاربر عضو  ارسال در جمعه 25 اسفند 1391 - 14:12

نمایش مشخصات میر حسن علوی علیرضا جان به نظرم خوب مینویسی . قصد تعریف از کسی ندارم . میبینی کم در مورد نوشته ها اظهار نظر میکنم . خودم را هم هنوز نویسنده نمی دانم . چابلوس بیشتر قصد خراب کردن دارد .


@میر حسن علوی توسط زرگوشیان   ارسال در جمعه 25 اسفند 1391 - 17:00

درود بر شما

سپاسگزارم از دیدگاه شما دوست گرامی@};-


نام:   ارسال در جمعه 2 فروردين 1392 - 17:57

داستانتان نوآوري قشنگي داشت
پاينده باشيد


@ توسط زرگوشیان   ارسال در جمعه 2 فروردين 1392 - 20:34

درود بر شما

سپاسگزارم


نام: رامیلا   ارسال در یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 15:18

مرسی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.