ترور (قسمت اوّل)

بنام خدا
تلاش میکنم در 5 قسمت و هر هفته بخشی از داستان بلند ترور را در صفحۀ خودم در سایت داستانک منتشر نمایم ،امید آنکه مورد توجّه واقع گردد.
لازم میدانم متذکّرگردم داستان تخیّلی بوده و هر گونه تشابه ، اتّفاقی است.

قسمت اوّل:
در ستاد عملیّات
-برای آخرین بار سفارش می کنم :هرکسی موجب شکست عملیّات بشه ،جاش تو جهنّمه و با دستهای خودم خفه اش میکنم ،شخص اعلیحضرت پیگیر اجرای عملیّات بوده و این خود از مهمترین افتخارات عوامل دست اندرکارخواهد بود.
_قربان خیالتون راحت باشه ، ما برای نثار جان هم آماده ایم ومطمئن باشید از هیچ فداکاری دریغ نخواهیم نمود و حتماً موفّق شده و با خبر خوش شرف حضور خواهیم یافت .
اینها بخشی از گفتگوی سرتیپ نصیری فرمانده ساواک رژیم شاه و یکی از افسران زیردستش در طبقه 18 ساختمان فرماندهی اداره اطّلاعات و امنیّت کشور (ساواک) در خیابان پاسداران ، در آخرین روزهای رژیم شاهنشاهی در عصری غمگین در یکی از روزهای پائیز سال 57 وبعد ازجلسۀ نهائی و توجیهی برای اجرای عملیّات بسیار مهم بنام پلنگ ایرانی بود .
انقلاب مردمی در ایران اساس و بنیان رژیم ستمشاهی را بخطر انداخته و سردمداران رژیم از ترس شاه و عوامل امریکائی رژیم به صورتهای گوناگون سعی در به انحراف کشانیدن نهضت اسلامی و سرکوب آن داشته و برای در امان ماندن از آتش خشم شاه و اطرافیانش از گزارش واقعیّتهای آنروز جامعۀ ایران بهمان صورت که اتّفاق می افتاد خودداری میکردند
آیت الله العظمی امام خمینی رهبر نهضت که از سال 1342 پس از یکسری از سخنرانیهای آتشین در خصوص اوضاع نابسامان ایران ونفوذ عوامل بهائیّت و صهیونیسم بین الملل و در اوج آنها سخنرانی مهم ومعروف مدرسۀ فیضیّه در خصوص کاپیتولاسیون در تبعیدی طولانی مدّت در عراق به سر میبرد در پی فشارهای رژیم شاه به حکومت بعثی عراق ناچار به ترک عراق گردیده و ابتدائاً به کویت وبعد از پذیرفته نشدن از سوی حکومت کویت به فرانسه عزیمت نموده و در محلّه ای بنام نوفل لوشاتو در حومۀ پاریس مستقر و رهبری نهضت اسلامی مردم را با استعانت از قرآن و قوانین اسلامی به عالیترین صورت در دست داشتند و در کشور شور و حال عجیب و بی سابقه ای حاکم بود و رژیم شاهنشاهی برای مهار انقلاب مردمی هر روز ترفند جدیدی بکاربسته ودر چنین اوضاعی بارها دست به کشتار مردم بیگناه و آزادیخواه ایرا ن در آبادان و قم وتبریز وتهران وورامین و قزوین و کرمان وبسیاری از شهرهای دیگر ایران زده بود .
رژیم ابتدائاً دست بکشتار زد و چون نتیجه ای نگرفته و هر روز دامنۀ انقلاب را وسیعتر می دید با همراهی ظاهری با مردم و برآورده کردن قسمتی از خواسته های ابتدائیشان سعی در به خاموشی گشاندن قیام مردمی نمود و چون از این نوع طرفندها نتیجه ای نگرفت مبادرت به استقرار دولتی نظامی برای استقرار نظم به اصطلاح آهنین ونظامی به ریاست شریف امامی وپس از وی ارتشبد اظهاری نمود که عقیم مانده و در نهایت دولتی به نخست وزیری شاهپور بختیار تشکیل داده و از سوئی باکشتار وحشیانه در جمعۀ سیاه در میدان ژاله تهران که از همانروز توسّط مردم به میدان شهدا تغییر نام یافته ،بود سعی در سرکوب قیام داشت که با رهبریهای مقتدرانه امام خمینی همۀ رشته هایش پنبه شد و در نهایت در تصمیمی جنون آسا ترور رهبر بزرگ انقلاب حضرت امام را در دستور کار تیمی عملیّاتی از ماموران خبره و ویژه قرارگاه مشترک ضدخرابکاری قرارداده و مسئولیّت اجرا و هماهنگی عملّیات را نیز نصیری خود شخصاً بعهده گرفت.
پایان قسمت اوّل
قسمت دوّم در هفتۀ آینده
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این داستان را خواندند (اعضا)

آرمیتا مولوی (8/4/1393), ناصرباران دوست (8/4/1393),همايون حميدپناه (8/4/1393),هادی رادقره ویسی (8/4/1393),لیلی شایق (9/4/1393),مریم موسوی (10/4/1393),کیمیا مرادی (10/4/1393),احمدیزدانی (10/4/1393),علي طرهاني نژاد (11/4/1393),شیدا محجوب (15/4/1393),احمدیزدانی (26/4/1393),زهرابادره (31/4/1393),هستی مهربان (31/4/1393),زهرابادره (13/5/1393),

نقطه نظرات

نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 8 تير 1393 - 09:52

نمایش مشخصات ناصرباران دوست
سلام
اگرچه فرموده اید داستان خیالی است اما به نظر بنده داستان خیالی هم باید توالی زمانی واقعی داشته باشد وقتی از شخصیتها و اسامی حقیقی استفاده می شود . به مطلب زیر مورد ارتشبد نصیری و زمان زندانی شدنش قبل از پیروزی انقلاب توجه بفرمایید منبع اینتر نت:
ارتشبد نعمت‌الله نصیری (مرداد ۱۲۸۹ سمنان، ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ تهران) سومین رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) در زمان پادشاهی محمدرضا پهلوی بود.

ارتشبد نعمت‌الله نصیری، فارغ‌التحصیل ممتاز دانشکده افسری بود. پدرش محمد نصیری (عمیدالممالک) و مادرش زرین تاج خانم نام داشت. نصیری فرماندهی هنگ یک از لشکر گارد شاهنشاهی و فرماندهی گارد سلطنتی را بر عهده داشت.

وی در خلال کودتای ۲۸ مرداد، محاصره خانه محمد مصدق و ابلاغ فرمان محمدرضا پهلوی مبنی بر عزل محمد مصدق از نخست وزیری را برعهده داشت.

به تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۵۰، همزمان با جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، به درجهٔ ارتشبدی ارتقاء پیدا کرد و در شهریور ۱۳۵۷، پس از برقراری حکومت نظامی در تهران و تغییر کابینهٔ دولت، هنگامی که سفیر ایران در پاکستان بود به تهران احضار و به زندان اوین روانه شد. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷، اعدام گردید


@ ناصرباران دوست توسط احمدیزدانی Members  ارسال در سه شنبه 10 تير 1393 - 22:07

نمایش مشخصات احمدیزدانی سلام وتقدیم ادب و احترام

نازنین گرامی ،
تمام فرمایشات شما را برای مستند نگاری و وقایع نگاری و وووو بدون کوچکترین تردید و تشکیک می پذیرم ، ولی برای داستانهای تخیّلی ، خیر
همانطور که ملاحظه فرمودید و در اظهار نظر شریف متذکِّر ،
(لازم میدانم متذکّر شوم هرگونه تشابه ، اتّفاقی است )
راه هرگونه گمانه زنی در دنیای واقعی را بسته است .

از حضور سبز و توجّه به این صفحه جدّاً ممنونم.

@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.