آرتور

برف سنگینی باریده بود . محل اسکان ما درست وسط جنگل بود و با رودخانه فاصله ی زیادی نداشتیم .
نیمه های شب ، وقتی که همه به خواب رفته بودیم ، با شنیدن صدایی از خواب بلند شدم .
اسلحه را به دست گرفتم و به سمتی که صدا می آمد ، حرکت کردم .
چیزی نرفته بودم که دوستان همراه هم پشت سر من راه افتادند .
چند دقیقه ای راه افتادیم و به جایی که صدا از آنجا می آمد ، رسیدیم .
یک کلبه ی چوبی قدیمی نظرمان را جلب کرد .
به همراه دنی و تام وارد کلبه شدیم .
از داخل کلبه صدای ناله می آمد . نزدیکتر رفتیم و در اوج ناباوری آرتور را دیدیم .
آرتور تیر خورده بود و با صدای بلند ناله می کرد .
خیس عرق شده بود . کمی آب به سر و صورتش زدیم و با هر زحمتی که بود او را از کلبه بیرون آوردیم .
خون زیادی از او رفته بود . با مقداری دارو و پماد که به همراه داشتیم تا حدودی توانستیم زخمهایش را خوب کنیم و بعد از اینکه بهتر شد او را به محل اسکان خود بردیم .
چند روزی گذشت و حال آرتور بهتر شد و تا اندازه ای می توانست حرف بزند .
درباره ی اتفاق آن شب سوال کردیم و او در حالی که دهانش خشک شده بود ، لیوان آبی خورد و گفت :


ادامه دارد
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

زهرابادره (آنا) ,پیام رنجبران(اکنون) ,بهروزعامری ,"صابرخوشبین صفت" ,نرجس علیرضایی سروستانی ,مانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

رضا فرازمند (29/1/1399),"صابرخوشبین صفت" (29/1/1399), ک جعفری (30/1/1399),نرجس علیرضایی سروستانی (31/1/1399),مانی (1/2/1399),بهروزعامری (4/2/1399),زهرابادره (آنا) (13/2/1399),پیام رنجبران(اکنون) (14/2/1399),نوریه هاشمی (20/2/1399),

نقطه نظرات

نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 - 18:33

نمایش مشخصات بهروزعامری @};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در شنبه 13 ارديبهشت 1399 - 21:52

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام استاد
ممنون از حضورتان
@};- @};-


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 17 تير 1399 - 22:48

نمایش مشخصات نوریه هاشمی خیلی داستان عالی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.