جشن یک نفر؛تند باد (قسمت دوم )

- آقای مهندس خواهش می کنم موافقت کنید چون من بدجور به این پول نیازمندم همسرم طاقت یک شب موندن تو بازداشتگاه رو نداره.
+ آقای عزیز ، برادر من ، چطوری من الان 100 میلیون پول برات جور کنم ، همه مشتریا هشتشون گرو نهشون هست چند ماه حقوق کارمندا عقب افتاده ! خودت که شاهدی ....
نه دوباره داشت اون روزای کابوس وار شروع می شد و روزای خوش بود که داشتن یکی یکی از جلوی چشمش رد می شدن.
+ صبر کن ، یه کاری می تونم کنم ، البته تنها کاری هست که میشه انجام داد .با طرف چک صحبت می کنم و یک یا دو ماه ازش مهلت بخوام.
- به نظرتون قبول می کنه؟
+ نمی دونم شاید. امیدوارم قبول کنه
باز جای شکرش باقی بود که روزنه ای از امید در دلش بوجود آمد
.. تو کلانتری از جناب سروان پرسید ببخشید تا کی باید همسرم تو بازداشتگاه بمونه؟ جناب سروان در حالی که داشت پشت میزش جابجا میشد گفت تا وقتی که متشاکی مبلغ چک رو بده . البته یه راهی هم هست و اونم اینکه شاکی یه مهلتی بده.به نظرم اگه نمی تونی مبلغ چک رو جور کنی حتما بفکر راه دوم باش
یه مهلتی ازش طلبکار بگیر و نذار کار به دادگاه برسه.
- ببخشید جناب سروان ممکنه چند لحظه همسرم رو ببینم؟
+ باشه ولی سعی کن زیاد طولش ندی
- ممنون
جناب سروان سرباز جلوی در اتاقش رو صدا کرد و ازش خواست من رو راهنمایی کنه به اتاق ملاقات
چادرش رو جلوتر آورد تا صورتش رو نبینم.فقط یواش یواش گریه می کرد.
+ گریه نکن ، آروم باش .برام بگو دقیقا چکار کردی؟
- با دستمال اشکاش رو پاک کرد و ادامه داد : همش تقصیر اون سیروس کثافت بود ... بعدش دوباره زد زیر گریه .
+سیروس؟ سیروس دیگه کیه.. الهه ... حرف بزن تا چیزی نگی نمی تونم کمکت کنم.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

طراوت چراغی ,مرتضی حبیب االهی یان ,"صابرخوشبین صفت" ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (21/12/1398),مرتضی حبیب االهی یان (21/12/1398),نرجس علیرضایی سروستانی (23/12/1398),حسن ایمانی (25/12/1398),"صابرخوشبین صفت" (26/12/1398),حسن ایمانی (26/12/1398),

نقطه نظرات

نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 21 اسفند 1398 - 10:40

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام آقای نوروز زاده بسیار زیبا مشکلات امروز جامعه رو تحریر کردید. داستانکه جالبی بود.


نام: مرتضی حبیب االهی یان کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 21 اسفند 1398 - 18:59

نمایش مشخصات مرتضی حبیب االهی یان زیبا بود


نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 26 اسفند 1398 - 03:47

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" درودها
خدمت جناب حبیب الهی یان عزیز
قلمتان نویسا
@};- @};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.