ديوانه و روانپزشك



ديوانه و روانپزشك



مردِ ديوانه توي مطب پيراهنش را پاره كرد و فرياد زد:
_من يه روانپزشكم روانپزشك! ديوونه م كرديد از بس نفهميديد!
روانپزشكِ مطب گوشي را برداشت و به منشي گفت:
_فوري يه ليوان آب خنك بيار تا سرمو نكوبيدم ديوار!!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

طراوت چراغی , یوسف جمالی(م.اسفند) ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (9/7/1398),طراوت چراغی (9/7/1398),بهروزعامری (9/7/1398),متین یحیی زاده (10/7/1398),حسن ایمانی (10/7/1398), یوسف جمالی(م.اسفند) (12/7/1398),ابوالحسن اکبری (16/7/1398),

نقطه نظرات

نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 مهر 1398 - 22:25

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
بله به معنی واقعی و حرفه ای این یعنی داستان کوتاه
درود بر شما
@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط حسن ایمانی Members  ارسال در چهار شنبه 10 مهر 1398 - 11:39

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و عرض ادب خدمت شما... ممنونم كه وقت گذاشتيد براي خوانش داستان...
نظر لطف شماست
@};- @};- @};-


نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 مهر 1398 - 22:53

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام شب تون خوش
متن بسیار زیبا و البته مفهومی و کوتاه.


@طراوت چراغی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در چهار شنبه 10 مهر 1398 - 11:39

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و سپاس از اظهارنظرتون...



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.