زنبورداري



زنبور داري




با دستور خان ، يك راس گوسفند توي ده ماند با چهار تا چوپانِ محافظ و دويست راس گوسفند با يك چوپان در صحرا! از وقتي كه دختر ميرزاقلي شرط كرد:
_ زن خان نمي شم تا زنبورداري ياد بگيره!!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني





شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

یوسف جمالی(م.اسفند) (16/7/1398),طراوت چراغی (16/7/1398),علیرضااشرفی مهابادی (18/7/1398),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.