جنگ مطبوعاتي!


جنگ مطبوعاتي!


روزنامه نگار و سردبير جواني، مدت سه سال با يك نويسنده مشهور جنگ مطبوعاتي راه انداخت و هر روز با چاپ مقاله او را مي كوبيد! تا اينكه يك روز براي قتل نويسنده مشهور راهي خانه اش شد!! نويسنده به محض مواجهه با سردبير خشمگين گفت:
_ اگه مطمئن هستي با كشتن من فروش روزنامه نصف نميشه منو بكش!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

حمید جعفری (مسافر شب) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (28/10/1398),حسن ایمانی (29/10/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (30/10/1398),طراوت چراغی (30/10/1398),حسن ایمانی (2/11/1398),حسن ایمانی (6/11/1398),علیرضااشرفی مهابادی (18/12/1398),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 30 دي 1398 - 13:17

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};- @};-
خیلی عالی
بنظر داستانکی با تم ظنز بود البته طنز تلخ یا فانتزی


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط حسن ایمانی Members  ارسال در چهار شنبه 2 بهمن 1398 - 10:32

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام حميد عزيز...
بسيار سپاسگزارم از حضور گرم شما@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.