وصيت پيرمرد

وصيت پيرمرد


پيرمرد هشتاد و سه ساله توي جمع هشت پسرش وصيت كرد:
_بعد از مرگم خيلي بايد مراقب مادرتون باشيد...
بر خلاف انتظار، يك هفته بعد، مادر مُرد! چند روز پس از مرگ مادر، پيرمرد جلوي آينه ايستاد و گفت:
_از حالا به بعد خيلي بايد مراقب خودت باشي پيرمرد!!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (17/4/1399),نوریه هاشمی (17/4/1399),

نقطه نظرات

نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 17 تير 1399 - 22:32

نمایش مشخصات نوریه هاشمی خیلی خیلی داستان عالی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.