فریاد اعتراض

فریاد اعتراض


سن کمی نداشت. حوصله هم نداشت. مدتی می‌شد که خبری از کارهای جدیدش نبود. با این حال به چشم تماشاگران عرب هنوز، به پایانِ کار نرسیده است. هفتادویک سال، خیلی هم سن خوبی است! برای بسیاری از بازیگرها، این سن، سن پذیرفتن نقش‌های ماندگار است. هیچ غیرممکنی وجود ندارد. باید پذیرفت که در سن بالا هم می‌توان یک ستاره درخشان تلویزیون ماند. حیات فهد هنوز هم بازیگر محبوب کویتی‌ها و خیلی از کشورهای عربی است. خیلی طرفدار دارد. اصلاً خیلی‌ها لذت دوربین و تصویر را با بازی‌های او تجربه کرده‌اند. او شناخته شده¬ترین زن بازیگر عرب است.
از آن دست آدم‌هایی که دیر قاطی می‌کنند و زود هم تصمیم نمی‌گیرند اما این بار گویا موضوع فرق می‌کرد. دود از کله خیلی از کله‌گنده‌های سیاسی بلند می‌شود چه رسد به یک بازیگر معروف عرب. حیات فهد با توپِ پر، رگ و ریشه‌اش در هم گره خورد و با گسترش ویروس کرونا در خاورمیانه و نمونه‌های مثبت آن در کویت، فریاد اعتراضش به هوا برخاست:
- بس است! بس است!... اگر ما مریض شویم در بیمارستان جا نیست. اگر کشور خود خارجی‌ها آن‌ها را نمیپذیرد به چه دلیل ما باید به آن‌ها رسیدگی کنیم؟... باید تمامشان را بیرون کنیم. باید همگی را به بیابان بریزیم! من مخالف همدردی نیستم اما دیگر به جایی رسیدهایم که غیرقابل تحمل است...
خیلی‌ها با این حرفِ حیات فهد، دود از کله‌شان بلند شد. این بار تعداد قاطی کننده‌ها از تعداد مبتلا شده‌های کویتی زد بالا! یکی برای حیات فهد نوشت:
- همین الان چند نفر کویتی در کشورهای خارجی زندگی میکنند؟ اگر همه از منطق شما پیروی کنند چه بر سر آن‌ها خواهد آمد؟...




داستان پنجم از كتاب: "تق! تق! تق!... كرونا هستم!"
نوشته: حسن ايماني
مجموعه اي از داستان هاي كوتاه واقعي عصر شيوع ويروس كرونا در جهان

(اولين كتاب داستاني درباره كرونا در جهان)
قابل فروش در ايران: سايت ديجي كالا
قابل فروش در جهان: سايت آمازون آمريكا (به زبان انگليسي)



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.