اولین بار بود که میخواست نوشته هاشو برای همه رو کنه. دلهره ی عجیبی داشت. ولی ته دلش یه صدا بهش میگفت تو میتونی.
دلشو ب دریا زد و شروعش کرد.هم
لیست داستان ها دفتر سقوط آخرین برگ
| نام داستان | امتیاز | تعداد رای | بازدید | نظر |
|---|---|---|---|---|
سکه | 1.67 | 6 | 268 | 8 |
آخرین تماس | 4.00 | 3 | 87 | 9 |
الهام | 2.71 | 7 | 284 | 6 |
تعداد صفحه:(1)


