پدر...


ــ پدر، یا الله زود باش، آستین ها را بالا بزن!.
ــ اینهم آستینها ، چی شده مگه؟
ــ عاشق شدم پدر...!
ــ غلط کردی! چه وقت عاشق شدنه ...؟!

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مهساعبدلی ,آرش شهنواز ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (24/7/1392),احسان کاظمی (24/7/1392),مریم موسوی (24/7/1392),کیمیا مرادی (24/7/1392),فرشته شهرابی (24/7/1392),فهيمه مهد وي (24/7/1392),محسن نيرومند (24/7/1392),محمدجواد (24/7/1392),پ صداقت (25/7/1392),عاطفه باقریه (25/7/1392),سحر ؟!؟ (25/7/1392),مهساعبدلی (25/7/1392),مهتاب مهدوی (26/7/1392),آرش شهنواز (26/7/1392),مهساعبدلی (26/7/1392),کیمیا مرادی (28/7/1392),محمدجواد (29/7/1392),مارینا عزتی امینی (3/8/1392),آرمیتا مولوی (26/4/1393),حمیدرضا محدثی (29/4/1393),هستی مهربان (30/6/1393),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری   ارسال در چهار شنبه 24 مهر 1392 - 07:46

سلام .@};- @};- @};- @};-


نام: فرشته شهرابی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 مهر 1392 - 12:02

نمایش مشخصات فرشته شهرابی یک مینیمال همراه دیالوگ
به نظرم خوب شده بود
موفق باشید
به کافه داستان ماهم سری بزنید

cafe-dastan.ir


نام: محسن نيرومند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 مهر 1392 - 18:46

نمایش مشخصات محسن نيرومند کوتاه و زیبا با رنگمایه طنز


نام: مهتاب مهدوی   ارسال در جمعه 26 مهر 1392 - 04:58

خوشحالم از اینکه یه بار دیگه داستان شما رو می خونم


نام: آرش شهنواز   ارسال در جمعه 26 مهر 1392 - 07:27

@};- @};-


نام: علی   ارسال در جمعه 26 مهر 1392 - 20:24

پیام؟؟؟؟



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.