قدر دانی...

سوز عجیبی بود دانه های برف بخاطر باد شدید به همه طرف جهت عوض میکردند ،

وووویییییییییی تو این سرما آب جوش هم یخ میزنه...

چهار تا تخم مرغ و یه نون دستم بود و داشتم به سرعت راه خانه را میپیمودم.

...گوشه خیابان کز کرده بود، روبرویش روی پاهام نشستم، آقا؟ پدر جان؟

سسسسسس سبحاننن الله ، خخخخخخخخدایا تتتتتتنهاش نننننذار.... ببببببخخششششش

ییییییا رحمان و یییییارحیم...

پدر جان؟؟ با کی حرف میزنی؟؟ اصلا اینجا چه میکنی؟؟ بلند شو..بلــــــند شوبریم خونه!!

از وقتی اومده از کنار شومینه بلند نشده... یکی 2 تا چایی که خورد حالش جا اومد...

بالاخره با اصراری که کردم، فهمیدم تو این سرما چرا اونجا نشسته بود!!!

: من دیگه ناتوانم!! پسرم منو از خونه بیرون انداخت!! میگه تو مفت خوری!!!

جوونه دیگه، غرور داره!!!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.0 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مهدیه توکلی موید ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مهدیه توکلی موید (7/5/1391),زهرا فیروزی (7/5/1391),اصغر فرزين (7/5/1391),هادی هادوی (8/5/1391),محمد بابایی (نامی) (8/5/1391),علیرضا اکبری (13/5/1391),

نقطه نظرات

نام: مهدیه توکلی موید کاربر عضو  ارسال در شنبه 7 مرداد 1391 - 13:07

نمایش مشخصات مهدیه توکلی موید خیلی قشنگ بود.موفق باشید.جالبه هااا.خودتون زاده ی بهار و زندگی

و اونوقت عاشق سرما و عاشقی...

موفق باشید با نوشته های زیباتون...@};- :)


@مهدیه توکلی موید توسط هادی هادوی Members  ارسال در شنبه 7 مرداد 1391 - 16:44

نمایش مشخصات هادی هادوی سلام دوست عزیز ممنون
من عاشق تمام فصولم، عاشق باد و باران... برف و تابستان
ولی بنابر بعضی اتفاقات بیشتر از سرما مینویسم!
خوشحالم که خوشتون اومد!


نام: محمد بابایی (نامی) کاربر عضو  ارسال در شنبه 7 مرداد 1391 - 02:13

نمایش مشخصات محمد بابایی (نامی) سلام جناب هادوی عزیز
بسیار زیبا بود
.
خوشحال میشم به من هم سری بزنید و نقدم کنید
منتظر حضور ارزشمندتان میمانم
موفق و سربلند باشین
نامی
@};-
من از درون واژه ها بیرون میایم و بیرحمانه مورد هجوم قرار میگیرم . . .


@محمد بابایی (نامی) توسط هادی هادوی Members  ارسال در یکشنبه 8 مرداد 1391 - 12:14

نمایش مشخصات هادی هادوی سلام آقای بابایی عزیز! ممنون که مطالعه نمودید و نظر گذاشتید!
ممنونم از دعوتتون! حتما بهتون سر میزنم!



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.