آه آناستازیا دخترم 13

آه آناستازیا دخترم (13)
اگر قرار باشد در عربستان بنویسیم بایستی با شکل ها و آنچه که مانع پویایی می شود در بیفتیم، مردم مانند کتاب صحبت نمی کنندو دستور زبان را ونیز شکل قراردادی ، واژگان را بفراخور دستگاه گفتاریشان بیان می کنند زبانشناسان که بیشتر با مقوله های پویای زبانی درگیرند ، می دانند که نباید مانعی بر سر راه تطور و پویش زبان قرار داد اما برعکس طرفداران دستور زبان از همه می خواهند که اصولگرا باشند و واژگان و جمله هارا با همان فرم و آهنگ اولیه بزبان آورند یعنی زبان شناس با دستور زبان در حال مبارزه است. دستور زبان، مطالعه ی زبان وشکل نوشته ای آن است و استخراج آئین آن. بنظرم دستور زبان می خواهد دائم افراد را در کاربرد زبان متوقف نگه دارد. آئین نگار فردی باهوش است، دستور زبان نظر ایشان است معلوم نیست کاملاً درست باشد؛ با این وضع پیوسته توصیه می کنند که مردم و نویسندگان باو بازگردند یعنی کسی حق ندارد آئین او را تغییر دهد. در صورتی که زبان محاوره و کوچه وبازار سیال و گرامر شکن است نویسنده می تواند برای پذیرش تغییر در فرم خودوبالا بردن توان نوشتاری از گفتگوی مردم سود ببرد علاوه بر دستور زبان عربی ساختار زبان عربی که اشتقاقی و قالبی است مانع توسعه ی واژگان است و کمتر می خواهد واژگان بیگانه را درون خود بپذیرد.
تکنولوژی و دانش بشر پیش می رود اتومبیل ها بهینه می شوند و نیز جاده ها و آئین نامه های راهنمایی و رانندگی مجبور است که تغییر کند و انسان را زودتر و سالمتر بین دو نقطه جا به جا کند؛ پلیس هم تغییر می کند هم بلحاظ کنترلی و آگاهی و هم بلحاظ روانی و رفتاری این تغییرها در جهت راحتی انسانها است پست مدرن نمی تواند در هیچکدام از این عوامل تغییر خودسرانه ایجاد کند باید از علم و دانش پیرویکند والا اتومبیل طراحی شده با اسلوب پست مدرن ممکن است آن را نا امن کند و یا سرعت آن را کاهش دهد .
همینطور است تغییر در جامعه عربستان و بعد تغییر شکل حکومتی، پست مدرن غیر از پراکندگی و آنارشیسم سطحی وگسسته راهی را برای بهبودی زندگی مردم قبول ندارد این در حالیست که هنرمند به اصطلاح پست مدرنیکه در عربستان زندگی می کند کاملاً از فردای مطمئن خود خبر دارد ؛ از ینروبرای فعالیت خود برنامه ریزی می کند و فرزندش را آماده می کند تا فردا به مدرسه برود و خودش اگر مریض شود از دارو و دست آورد علم پزشکی استفاده می کند تا هر چه زودتر بهبود یافته و از مواهب زندگی برخوردار گردد اگر به آگاه کردن مردم برای فردای روشن اعتقادی نداشته باشد یعنی وضعیت فعلی را برای مردم مناسب می داند یعنی بناچار طرفدار ارتجاع و حکومت عقب مانده و واپسگراست.
در مورد پیدایی مکتبها هم این گونه است، مکتبها را کسانی بوجود آوردند که قصد داشتند اندیشه ی خود را در قالب اصول آن به مخاطبشان ارائه دهند باید ببینیم این اصول چه بودند و چه کسانی را در بر می گرفتند یکی از ریشه های شناخت، شناخت لایه های اجتماعی یک جامعه است بیشتر هنرمندان و منتقدان از جوی آب فقط خاشاک و کف روی آن را می بیند لایه ی زیرین و اعماق جامعه عربستان، حضور آن یازده ملیونکارگر خارجیست که در گرمای توان فرسای این سر زمین ،بارِ استخراج نفت را بعهده دارند و بلحاظ فرهنگی بردگی جنسی زنان خارجی در این سرزمین بوفور رواج دارد.
تاریخ کارگران شرکت نفت تاریخ رنج انسانهای بیشماری است که کارمی کنند رفاه تولید می کنند و گمنام از جهان می روند برای آنکه عده ای شاد زندگی کنند و مشهور باشند و با شادمانی دنیا را ترک کنند.(چیزی شبیه این جمله در نوشته های هزاران ساله ی کرانه ی رود نیل در مصر بدست آمده است)
هر چند رژیم سعی می کند مشکل ها را در چشمان مردم جهان بزک کرده و ناچیز به نمایش بگذارد اما جنایتهایجامعه مرد سالار عربستان نسبت به زن و کودک چیزی نیست که از چشم بیدار مردم جهان دور بماند.
در دوگانگی بین مردم و حکومت، بار دوگانه اندیشی بکول بچه ها بسیار ناگوار است بچه ها در منزل جوری زندگی می کنند ، در بیرون و خیابان و مدرسه جور دیگری و این دو شخصیتی بودن از کودکی سم مهلکی برای فرزندان این سرزمین است، بچه ها دائم تحت فشار روحی برای حفظ اسرار خانوادگی در جامعه هستند و ایناضطراب بروحیه و شخصیت آنان لطمه ی فراوان می زند.
این رفتار زشت حاکمان تمام جامعه را در بر می گیرد و باعث می شود که در آینده جامعه ای پراز انسانهای فاقد شخصیت استوارداشته باشد همه ی این موضوع ها، چیزهایی است که در اطراف آن بسیار می توان نوشت.
ادامه دارد...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

7

"صابرخوشبین صفت" ,بهروزعامری ,زهرابادره (آنا) ,همایون طراح ,نرجس علیرضایی سروستانی ,شهره کبودوندپور ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

"صابرخوشبین صفت" (10/5/1396),همایون طراح (11/5/1396),ابوالحسن اکبری (11/5/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (12/5/1396),بهروزعامری (12/5/1396),کوثر علیزاده (16/5/1396),"صابرخوشبین صفت" (16/5/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (18/5/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (24/5/1396),مهشید سلیمی نبی (27/5/1396),زهرابادره (آنا) (1/6/1396),شهره کبودوندپور (12/6/1396),ابوالفضل مولوی (21/12/1396),

نقطه نظرات

نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 10 مرداد 1396 - 02:00

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی سلام و هزاران درود بی کران
استاد عامری بزگوار :)

خوشحالم که بعد از این همه مدت دوباره برگشتید و ما رو مهمون خوندن یه قسمت دیگه از داستان آناستازیار دخترم کردید :)
از زبان و ادبیات گفتید و از اینکه همیشه طبق قانونی نوشته میشه و گاهی با غرض سالیان سال مسکوت می مونه .. یاد این موضوع افتادم که جایی نوشته بود زبان ها و قانون های کلامی برای ارتباط های عمومی انسان ها ساخته شده و یه جورایی تبدیل به قلمرو عمومی ادم ها شده برای گفت وگو در مورد مشترکاتشون یا اختلافاتشون ..
بعضی از کشور های زور گو اولین و مهمترین کاری که میکنن (برای قطع کردن رابطه افراد جامعه شون با بقیه ادم ها) نابود کردن همین قلمرو عمومی هست .. و اون وقته که همه انسان های اون جامعه تنها میشن چون حتی تا دو قدم اون ور تر از خودشون رو هم نمی بینن .. ادمی که تنها باشه قلمرو عمومیش نابود شده باشه و نتونه زبانش رو گسترش بده و تامل داشته باشه کم کم میشه مثل یه نوزاد نحیف و لاغر مردنی که بعد از یه مدتی نه تنها توان دفاع از خودش رو نداره که توان جنگیدن برای به دست آوردن اون قلمرو فکری و فرهنگی و زبانی رو هم نداره ..
ادمها میشن مثل حیوانی که قدرتمندان کشور ازشون سواری میگیرن و تا اونجایی که میتونن توی بی اطلاعی قرارشون میدن .. در واقع زبان و دستور زبان یا همون قلمرو عمومی آدم ها کم کم از بین میره و همگی برده میشن و نه تنها «حق» تشخیص خوب از بد رو ندارن که حتی توانایی تشخیص خوب از بد رو ندارن اون وقته که جنایت شکل میگیره .. در واقع جنایت اصلی با نابودی و ساکن ماندن زبان شکل گرفته [-( [-(
...
چقدر خوبه که یه نفر با نوشته ای بقیه رو به فکر کردن وادار کنه و من هر دفعه که داستان آه آناستازیا دخترم رو میخونم پا به دنیای جدید میذارم که سراسرش فکر کردن به موضوعات مختلف هست و جدا شدن از روز مره گی ها

خدا حفظ تون کنه و همیشه برقرار باشید و بمانید :) :)
دم قلمتون همچنان و همیشه گرم @};- @};- @};- :)


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 19 مرداد 1396 - 19:25

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
خوشجالم و خوشحالم که اینگونست
من هم دلم می خواد پیوسته در داستانک باشم
متاسفانه کار زیاده و ضمنا تهیه ی هر شماره آناستازیا نیاز به مطالعه ی کتابهای زیادی داره
گاهی فکر میکنم اگر لغت نامه ی دهخدارو من می نوشتم راحتتر بود
منهم خوشحال میشم که حتی یکنفر رو متوجه ی مقالم کردم و نیرو میگیرم
سپاسگزار همیشگی شما هستم
درود بر شما

@};- @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 11 مرداد 1396 - 22:57

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد عامری . درود . از این که برایمان می نوسیید و از نویسندگان توانا و پروپاقرص داستانک هستید و دوستان را از قلم شیوایتان محروم نمی کنید کمال تشکر را دارم . همیشه پایندباشید .@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 19 مرداد 1396 - 19:25

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
سپاس از توجهتون
ممنونم

@};- @};- @};-


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 16 مرداد 1396 - 11:10

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام جناب عامری داستانتون بی نظیر بود.درود بر شما.موفق باشید.@};- @};- @};- @};-


@کوثر علیزاده توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 19 مرداد 1396 - 19:26

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
از شما ممنونم حتما نوشتهاتون رو می خونم
بچشم

@};- @};- @};-


نام: فاطمه زردشتی نی‌ریزی   ارسال در سه شنبه 24 مرداد 1396 - 11:55

«عده ای گمنام از جهان می‌روند برای آنکه عده ای شاد زندگی کنند...»
درود جناب عامری...
نوشته‌اتان را خواندم...زیبا بود.
درودها بر شما@};- @};- @};- @};-


@فاطمه زردشتی نی‌ریزی توسط بهروزعامری Members  ارسال در جمعه 3 شهريور 1396 - 03:01

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام ممنونم گرامی
از لطفتون
@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.