آه آناستازیا دخترم (15)





یک شاهد خوب در واژه شناسی کلاسیک گفته ی آولوس جنیوس محقق ادبی است. او می گوید: نویسندگان دو گونه اند : کلاسیک و عامه . نویسنده ی کلاسیک نویسنده ایست که آثارش مورد علاقه ی طبقات بالا است. دخترم :این گفته اساس صحبتهای من در آینده خواهد بود. اما علاوه برآن کلاسیک به اصولی گفته می شد که می شود در مکتب خانه به دانش آموزان آموزش داد. بیشتر کشورهای اروپایی با بازگشت به کلاسیک در قرن شا نزد هم و هفدهم ادبیات و هنر ملی خود را به وجود آوردند که بعدها حول آن کشورهای پایداری شکل گرفت امروزه کلاسیک به معنی هنر و ادبیات کهن و ملی کشورهاست. کشور ما هم اینگونه است هنر و ادبیات کلاسیک ما که بیشتر آن شعر است، اساس فرهنگ کلاسیک و ملی ما را تشکیل می دهد که اصلی ترین وشاخصترینش شاهنامه اثر جاودانی و جهانی حکیم ابوالقاسم فردوسی است.
اومانیسم هم از ادبیات یونان باستان اقتباس شده است.
اومانیسم بمعنای انسان گرایی است در یونان بنام (مطالعه آزاد ) مطالعاتی بود که بر روی اومانیسم رومی انجام دادند این ادبیات به انسان بدون ادبیات الهی می پرداخت ؛ با الهیات مخالف نبود اما انسان را بدون آن مورد مطالعه قرار می داد. اومانیسم هم از قرن هفدهم پایه و اساس شکل گرفتن برخی از آثار اروپائیان قرار گرفت و سرانجام بعنوان یک مکتب در قرن بیستم بخصوص باز هم در فرانسه معرفی شد. اومانیستهاهمانطور که گفته شد پایه و اساس خود را بر ادبیات یونان و روم قدیم و بخصوص عقاید ارسطوقرار دادند. همانطورکه میبینی لازم است اندکی راجع به ارسطو ونیز سیر ادبیات بطور خلاصه در روم و یونان قدیم بپردازیم ارسطو واضع نظریه های گوناگون در زمینه های مختلف است این زمینه ها شامل فیزیک ، متافیزیک ، انسان و اندیشه ، و تاریخ و جامعه است. اندیشه های او بتنهایی هزاران سال به فلسفه ، تفکر ، سیاست و روح بشر سایه افکنده است. مجبورم و بگمانم آنانیکه قدم در راه هنر و ادبیات می گذارند، باید پایه های محکم هنر و ادبیات جهان را در تاریخ بشناسند . اندیشه ی ارسطو جای زیادی از این تاریخ را بخود اختصاص داده است. چیزی که حیرت انگیزست ، وجود بیشماری اندیشمند در سر زمین روم و یونان است. چرا این دانشمندان که برخی از نظریاتشان امروزه همچنان مهم هستند ، در این سر زمین پیدا شدند؟
بنظرم بوجود آمدن این وضع دو منبع داشته است ؛اولی منبع داخلی که مهمترین اصل است و دوم منبع خارجی در کشورهای رشد یافته ی آن زمان ، همچون مصر سومر ،تمدن شهر سوخته در کناره رود هیرمند و نیز تمدنهای هند و چین در کرانه های رود های سندو پنجاب در هند و گنگ و یانگ تسه در چین قرار دارد.
این تمدنهای درخشان آن زمان در خود دانشمندانی را پرورش دادند که حاصل اندیشه های آنان ،اسطوره ها ، دینها و... بود ؛ این باورها دو هدف عمده داشتند. به مجهولات ذهن نخبگان که عمدتا از طبقه های مرفه و اشراف بودند ،پاسخ دهد و بزیر دستان که در آن دوران بردگان بودند ؛ قدرت برده داران و اشراف را دائما گوش زد کند. پیشنهاد میکنم پیدایش و پویش و سپس فروپاشی این تمدنهای بزرگ باستانی را حتما مطالعه کنید.
خرافات و دلیلهای غیر واقعی(سفسطه گران)در طی قرون که حد اقل از زمان هومرسراینده ی حماسه ایلیاد و اودیسه(درقرن هشتم پیش از میلاد) به ذهن پرسشگر مردم بشیوه ی خود پاسخ می داد ، آیا برای حکیمی چون ارسطو و حکیمان قبل و بعد از او هم کارساز بود؟ روم و یونان چگونه سر زمینی بودند .؟ چگونه حکیمان چاره اندیش در مقابل خرافات بیکران قد علم کردند؟ مبنای فکر و اندیشه ی آنان از کجا بود؟ خلاصه ای از اندیشه های ارسطو و استادانش ، سقراط و افلاطون و نیز شرحی در پیرامون اندیشه های هراکلیت و دموکریت و ریاضی دانان حکیم همچون طالس و... بیان خواهم کرد.
ادامه دارد ...

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

پیام رنجبران(اکنون) ,بهروزعامری ,نرجس علیرضایی سروستانی ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

زهرابادره (آنا) (12/10/1396),بهروزعامری (13/10/1396),بهروزعامری (20/10/1396),پیام رنجبران(اکنون) (7/11/1396),بهروزعامری (9/11/1396),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 12 دي 1396 - 11:13

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام و درودهای فراوان استاد عزیز و بزرگوار
خوشخالی که بار دیگر قسمتی از آناستازیای فلسفی و جهانبینی هنر خواندم ،
اوج ماندگاری هنر در شناخت فلسفی و آگاهی هست و اینکه برای چه می نویسیم و به چه هدفی ، همه اینها در سایه تعلیمات شما میسر هست .
ممنونم که باز هم چیزی از شما یاد گرفتم
برای تان عمرطولانی و تندرستی آرزومندم
منتطر ادامه این مقوله داستانی هستم
هزاران شاخه گل تقدیم شما


@زهرابادره (آنا) توسط بهروزعامری Members  ارسال در چهار شنبه 13 دي 1396 - 22:47

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
ممنونم از زحمتی که کشیدید
کارهای بیشماری که آدم را به چارمیخ می کشد را خوب میشناسم با همه ی این مانع ها همتتون در سر زدن به دوستان می ستایم
شاید و قوی باشید



@};- @};- @};-


نام: فاطمه زردشتی نی‌ریزی   ارسال در سه شنبه 12 دي 1396 - 11:35

درود جناب عامری عزیز
بسیار تأمل‌برانگیز بود...@};- @};-


@فاطمه زردشتی نی‌ریزی توسط بهروزعامری Members  ارسال در چهار شنبه 13 دي 1396 - 23:11

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی ممنونم

سپاس از زحمتی که کشیدید

@};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 دي 1396 - 22:43

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی سلام و عرض ارادت فراوان
استاد عامری بزرگوار :)

این قسمت آناستازیا دخترم هم مثل همیشه پر از مطالب خواندنی و جالب بود فکر و ذهن و قلمتون توانا :)
چه جالب گفتید اون هایی که قدم توی راه هنر و ادبیات میذارن باید پایه های محکم هنرو ادبیات جهان رو بشناسن.. نظریه و راهنمایی خیلی خوبی بود:)
ما بدون خوندن تاریخ و بدون استفاده از تجربیات گذشته ها راه به جایی نمی بریم ..اینکه یه وقتی می بینیم هنری جاودان میشه حتی توی زمان معاصر، همه اش به خاطر استفاده از همین تجربیات هست وگرنه کسی که بخواد بی پایه و اساس و صرفا براساس ذوق و سلیقه شخصیش کاری رو انجام بده هنرش زیاد دوامی نداره ..باید یه شناخت کامل داشت از گذشته هنر
ولی حیف که جوون های الان (خودم رو منظورم هست) کمتر وقت میذاریم برای این چیز ها و زود میخوایم نتیجه بگیریم :(
و چقدر خوب که یادی کردید از فردوسی حکیم بزرگ سخن فارسی :) اگر فردوسی ها نبودند معلوم نبود که چه بر سر زبان فارسی اومده بود
مقاله های علمی تون که رنگ و بوی داستانی داره رو خیلی دوست دارم و لذت میبرم از خوندنش.. آدم رو وادار به تفکر میکنه :)
برقرار باشید @};- @};- @};- @};- @};- :)

دم قلمتون همیشه گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در چهار شنبه 13 دي 1396 - 23:08

نمایش مشخصات بهروزعامری لام گرامی
وقتی اینقدر قشنگ نوشتید من چه بگم ؟
بله واقعا همینطوره برای تولید یک آثر باید دریا بود
دریاهای تو در تو
آخه جهان اینگونست از ریز و درشت تماما شگفت انگیز
اما اگر هنر نباشد ما چیزی رو نمی بینیم
هنر شگفتی هرو با بر جستگی بما نشون میده
علاوه بر عنصر جاری بودن
عنصر دیدن در هنر بسیار موثر است
....
درود بر شما
@};- @};- @};-
@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.