آه آناستازیا دخترم (37)



گاهی ملتها برای رسیدن به خود حتی اگر بنظر بینندگان اشتباه باشد، مبارزه می کنند این پیشامد بیشتر در جامعه های عقب نگهداشته شده رخ می دهدآنها فکر می کنند اگر به اصل و سنتهای اجتماعی خود قبل از یورش فیزیکی و فرهنگی بیگانگان باز گردند ، می توانند بهتر زندگی کنند ممکنست از مدرنیسم و مدرنیسم ناقص سر خورده باشندو بخواهند در خانه ی باستانی خود مانند سابق بزعم خود که راحت می زیسته اند زندگی کنند شاید انجارا برای درجا زدن انتخاب نکرده باشند بلکه بخواهند سکوی محکمی یافته و آینده جامعه را برآن و جای محکمش بنا کنند و از آنجا شروع کنند بساختن تمدن نو باید این اجازه را داشته باشند چون دستکم اکثریت اینرا می خواهد آنها درست همانند جامعه ما می خواهند از رنجی که از مدرنیسم ناقص و شتابزده ای که بدون خواستش بعد از کودتا هجوم آورده و حتی بخشهایی از کشورمان توسط نظامیان کودتا گر اشغال شده بود ، رها شوند؛مردم ایران در برهه ای از تاریخ بازگشت به گذشته برای رویش تمدن جدید اقبال نشان دادند، باید اجازه داشته باشند بدون قیم بر مبنای داشته های خود آینده مطمئنی بسازند ؛ نویسندگان و هنر مندان در این موقعیت از سکوهای محکم ملی به سوی جهان نو بال بگشایند ویزگیهای این جهان نو توسط نخبگان جامعه بمردم نشان داده می شود دخترم چیزی که ما به آن نپرداخته ایم .معماری تقریبی آینده بصورت غالب دردمندانه در ملتهای شرقی وجود ندارد یا فرصت نداشته اند به آینده فکر کنند آنها پیوسته تلاش کرده اند خودرا از درد و بندموجود رها سازند اینکه در آستانه ی رهایی چه چاه و تونلی سر راهشان قرار می دهند ،اندیشیدنی نیست یا بیشتر مردم به آن نمی اندیشند این مهم وظیفه ی درجه یک هنر و ادبیات در کشور ماست ما بکجا و بکدام چاه یا راه می رویم آن (کجا )هرچند تیره و مه آلود بایستی تقریبا به درستی آن اطمینان داشت .
ادامه دارد...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

بهروزعامری ,سید محمد علی وکیلی شهربابکی ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

بهروزعامری (25/4/1398),ابوالحسن اکبری (25/4/1398),بهروزعامری (26/4/1398),اردوان فرج پور (26/4/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (31/4/1398),بهروزعامری (2/5/1398),

نقطه نظرات

نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 25 تير 1398 - 01:38

نمایش مشخصات بهروزعامری دوستان عزیزی که علاقمندند نظر مرا در خصوص
پست مذرن و مهندسی هنر بدانند شماره های 31و 32و33و34 و 35 و36 راهم که در پایین همین مقاله هست بخوانند و نظر بدهند
سپاسگزار می شوم
@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 31 تير 1398 - 12:50

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 2 مرداد 1398 - 19:05

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
خوش آمدید


@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.