گیسو(3)







اوه اوه چه می درخشه گمونم ازین سکه های بدلیه کسی دلش برا یک دختر فقیر سوخته جواهر بدلیشو انداخته تو صندوق لابد فقط همینو داشته با گوشه کتم که زبرو کثیفه تمیزش می کنم وااای مثل طلا می درخشه شاید پنج تومن بخرن باید از کسی بپرسم بدلی فروش که این دوروبرا نیست برم اونور خیابون بنظرم چندتا کتابفروشیه خوبه شاید التماس کردم دلشون سوخت ازم خریدن چیزی بهم دادن این ده تومنم می دم شاید پنج تومن خریدن بعضیاشون دلسوزن ؛ آقا ببخشید این ده تومن یکی بهم صدقه داده، لطف کرده ،اما گوشش پارس چارتا صفر نداره اگه پنج تومنم بدی کارم راه می افته فکرکنم از حرفم خندش گرفت چون بعد از شنیدن (کار)لبخندی زد دوباره میگم حالا پنجم بدی کارم راه می افته، دمش گرم از میان یه دسته اسکناس یک ده تومنی نو در آوردو بهم داد و ده تومنی پاره رو ازم گرفت چقدر خوب شد ،می خوام برم اما از برخورد خوبش دل و جرات پیدا کردم بِگم شاید این سکه ی بدلی روهم بخره ،بر می گردم : آقا ببخشید هی مزاحم میشم این سکه بدلی بکارتون میاد؟ نگاه نکرده میگه نه اما یک آن برمیگرده میگه بده ببینم اینم صدقه گرفتی؟ باخنده سرمو تکون میدم میپرسه مطمئنی بدلیه؟ میگم بله اصلش که گیر ما نمیاد میبره با کهنه ای که قفسه ی کتابهارو پاک میکنن تمیزش میکنه میاد میگه: شاید بهت اشتباهی دادن احتمالا اصله ازین حرف خندم می گیره آهسته و با همون صدای مشهورهمسلکام که کمی شِفت* هم میشم میپرسم طلا؟ما ازین شانسا نداریم میگه یه دیقه روی این چارپایه بشین و با چشم و سر به همکارش اشاره میکنه یعنی حواست باشه تامن برگردم می ره بیرون و بعد از چند دقیقه بر می گرده با خوشحالی میگه شانس آوردی که نفروختیش بدلی نیست طلای اصله از طلافروشی بغلی پرسیدم ،سکه رو بمن میده میگه مواظب باش ببر بده دست خونوادت اینو دیگه بباد نده
* لوس
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

بهروزعامری ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

بهروزعامری (24/5/1398),بهروزعامری (25/5/1398),بهروزعامری (25/5/1398),نرجس علیرضایی سروستانی (29/5/1398),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.