گیسو 7









اما باید برم گاهی استخونام تیر می کشه بیتابی بسراغم میاد کسی جز حاج نعمت تو ذهنم نمیمونه یا دستش که داره یه بسته رو بهم میده نه اون دستش که پولو می گیره اما گاهی آقا نعمت خودش کلا مواده، کتش ،صورتش ،پاهاش همه ی وجودش با دورو بریاش ؛ اگه بهش برسم فقط یک تیکه کوچیک از دیوار خونَشَم بذاره بِکَنم وبذارم تو دهنم جون می گیرم ، جون می گیرم که بیخیال بشم،بیخیال تهوع بی بیخیال اون زخم که هیچ طرفش در نداره بیخیال شر شر قدمهای کرخت مردم ،بیخیال پوست بی حس شده و کرخت بدنم کرختی روح ،کرختی تو کرختی
در بازشد ، نمیدونم صدامو شنیده یا بو برده ،یک نوشابه ی قوطی بایک کیک تو دستاش میگه: اقا بیابگیرّبعد هم زود برو، تو درو همسایه خوبیت نداره مرد غریبه اینجا وایسه ، کیک و نوشابه رو می گیرم چقدر خنکه همونی که هوسشو کرده بودم میره تو می خواد دروببنده که روسریش می افته گیسهای بافته شده نه چندان بلند فراوونش نمایون میشه یک آن فکر میکنم اسمش گیسوئه گیسو اسم زنمه نکنه خودشه اما نه جای خواهرم خیلی زیباست درست مثل این سکه اس روسریشو درست میکنه تا میاد درو ببنده می گم خانوم توروخدا درو نبند نگاه میکنم قامتم راست شده صدام خیلی تغییر کرده قُرصو محکمه، ادامه میدم این سکه مال شماوو دخترت چیزی نمونده بود بگم دخترم هرچی می خواد واسش بخربدون اینکه نگاه کنه می گه :گفتم که تو درو همسایه خوب نیست زود باش برو،یک لحظه دوباره یاد حاج نعمت و دیوار خونش افتادم حتی واق واق سگش که حتی اون پشماش حالمو خوب میکنه باید هرچه زودتر خودمو برسونم اونجا .

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.4 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

نرجس علیرضایی سروستانی ,بهروزعامری ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (18/6/1398),بهروزعامری (18/6/1398),بهروزعامری (18/6/1398),امین هلاکویی (18/6/1398),بهروزعامری (19/6/1398),طراوت چراغی (21/6/1398),نرجس علیرضایی سروستانی (23/6/1398),ابوالحسن اکبری (26/6/1398),

نقطه نظرات

نام: عبدالعزیز   ارسال در دوشنبه 18 شهريور 1398 - 12:16

سلام جناب عامری مثل همیشه داستان هایتان عالی هستن


@عبدالعزیز توسط بهروزعامری Members  ارسال در سه شنبه 19 شهريور 1398 - 10:33

نمایش مشخصات بهروزعامری

سلام و درود گرامی

@};- @};- @};-


نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 شهريور 1398 - 21:05

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام و عرض ادب جناب عامری

بسیار عالی نوشتید.


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 شهريور 1398 - 17:51

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام ممنونم گرامی
@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.