با قلبم بازی کن.

سوالم را می پرسم اما با چه مشقتی. آب دهانم خشک شده, دستانم آشکارا می لرزد و قلبم . آه ... تو نمی دانی در قلبم چه غوغایی است .دستانم را زیر میز پنهان می کنم . سعی می کنم سوالم را طولانی نکنم اما با قلبم چه کنم ؟
" می شه لطفا انتگرال این معادله رو توضیح بدین؟"
خودکار را از دستم می گیری و از من اجازه می خواهی که آیا می توانی روی صفحه سفید آخر دفترم توضیح دهی ؟ با پاسخ مثبت من که به سختی از دهانم بیرون می آید آخرین صفحه را باز می کنی .
کمی مکث می کنی . سکوتت مضطربم می کند . قلبم از جا کنده می شود . چشمانم تار می بیند و نوشته های آخر دفتر را که مثل خط سیاه تا آخر دنیایم ادامه دارد می بینم . حافظه ام یاری می کند که چه نوشته ام ." آقای کیوان ریاضیدان محبوب من با قلبم بازی کن . تو را ترک نخواهم کرد ."
به سختی می توانم تشخیص دهم که خودکار از دستت رها می شود و روی زمین می افتد . زیر نگاههای تو جان می دهم . بعد از سکوتی طولانی فقط یک جمله را می شنوم . " با خودت این کارها رو نکن نمی تونی دووم بیاری ."
خودکار را از روی زمین برمی داری و انتگرال را توضیح می دهی . " تو این جور معادله ها باید از روش جزبه جز حل کنیم اول معادله رو ..."
چیزی نمی شنوم . جز به جزء وجودم متلاشی می شود ولی باز به تو که با قلبم بازی می کنی فکر می کنم.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ابوالحسن اکبری , ناصرباران دوست ,هستی مهربان ,آرمیتا مولوی ,احمد دولت آبادی ,محمد حشمتی فر ,شهره کبودوندپور ,عباس پیرمرادی ,ف. سکوت ,آزاده اسلامی ,سارینا معالی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین خسروجردی خسرو (26/1/1394),زهرابادره (26/1/1394),شهره کبودوندپور (26/1/1394),سحر ذاکری (26/1/1394),آرش پرتو (26/1/1394),ف. سکوت (26/1/1394),رضا فرازمند (26/1/1394),سارینا معالی (26/1/1394),عبدالله عمیدی (26/1/1394),ابوالحسن اکبری (26/1/1394),فاطمه مددی (26/1/1394), زینب ارونی (26/1/1394),سید علی الحسینی (26/1/1394),هستی مهربان (26/1/1394),محمود لچی نانی (26/1/1394),احمد دولت آبادی (26/1/1394),عطیه امیری (27/1/1394),پیام رنجبران(اکنون) (27/1/1394),آرمیتا مولوی (27/1/1394),آرش پرتو (27/1/1394),انسیه زمانی (27/1/1394),عباس پیرمرادی (27/1/1394),کیمیا مرادی (27/1/1394),محمد حشمتی فر (27/1/1394),شهره کبودوندپور (27/1/1394),اذرمهرصداقت (27/1/1394),ف. سکوت (27/1/1394),آزاده اسلامی (28/1/1394),محمد میرزاده (29/1/1394),سید نعمت الله کیانژاد تجنکی (29/1/1394), ناصرباران دوست (29/1/1394),حسین خسروجردی خسرو (3/3/1394),لعیا زارعی (17/5/1396),ابوالحسن اکبری (14/9/1397),

نقطه نظرات

نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 13:37

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

عشق استاد وشاگرد

مبارک باشه

زیبا بود@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط لعیا زارعی Members  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 18:41

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای فرازمند ممنون از نظرتان . عشق شاگرد به استاد ریاضی. اساتید ریاضی معمولا آدمهای خشک و جدی هستن.اما ریاضی خوانها زود شاعر می شوند.


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 16:42

نمایش مشخصات زینب ارونی ممنونم خوب بود خانوم @};- @};- @};- @};- @};- البته یه کم که خیلی شعر گونه بود :)


@ زینب ارونی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 18:35

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام زینب عزیزم از نظر شما سپاسگزارم .ممنون از نقدتان.


نام: هستی مهربان کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 18:47

نمایش مشخصات هستی مهربان سلام زیبا بود @};-


@هستی مهربان توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 14:59

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام هستی مهربان بانوی مهربان ممنون از حسن نظرتان.


نام: عطیه امیری   ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 00:46

زیبا بود...
اما جاهایی خیلی ادبی بود و بعضی سطور کمتر...
پاینده باشید.@};-


@عطیه امیری توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 14:56

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام خانم امیری عزیز.درسته بعضی جاهاش ادبی تره.در واقع حرفهای درونی یک دختر عاشق ادبی خواهد بود و شاید این طبیعی باشه.ممنون از نقدتان


نام: پیام رنجبران(اکنون) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 26 فروردين 1394 - 03:55

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون) درود بر شما خانم.
داستان قشنگی است.:) و جالب بود،
پس انتگرال: (هیجان + شوق) به توان عشق! از طریق جزء به جزء قابل حل شدن است!
حال، متغیرش را به چه تغییر می دهید؟؟!!

*
برقرار باشید
@};-


@پیام رنجبران(اکنون) توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 14:51

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای رنجبران ممنون از حسن نظرتان.معلومه انتگرالهای زندگی رو خوب بلدین حل کنین.سپاس از حضورتان.


نام: عباس پیرمرادی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 16:14

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی درود@};-

زیبا بود. من هم از همین ایده برای نوشتن استفاده کردم. عشق شاگرد به استاد که پس از مدتی جهت آن می چرخد و می شود عشق استاد به شاگرد.

بهترین ها ارزانی تان@};-
*آرزوی من این است*


@عباس پیرمرادی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 23:17

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای پیرمرادی.از اینکه داستانم را خواندید و نظر مثبتی داشتید خوشحالم.من هم آرزوی موفقیت و بهترینها را برایتان دارم.


@عباس پیرمرادی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 23:20

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای پیرمرادی.از اینکه داستانم را خواندید و نظر مثبتی داشتید خوشحالم.من هم آرزوی موفقیت و بهترینها را برایتان دارم.


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 20:20

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی سلام بر تو. بعد آه باید علامت! می آوردی.درد. عشق. نفرین. همه نیاز به این علامت دارند.
خوب بود اما کاش می شد معادلات جبر و عشق را در یکدیگر تلفیق می کردی تا داستان رنگ و لعاب گیراتری به خود می گرفت.این نوع نگاه از دید علم ریاضی سنخیت را در عشق پرمسماتر می نمود.


@احمد دولت آبادی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 23:11

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای دولت آبادی ممنون از حضورتان و سپاس از نقدتان.هدفم تطبیق علم ریاضی با عشق نبود هدف ماندن در راه عشق بود حتی اگر شخص پس زده شده باشد.اصلا خاصیت عشق این است سماجت تا رسیدن . بازم ممنونم از حضورتان.


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 21:41

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت عاشقی رو حالا میشه تحملش کرد
ولی....
..
آخه ریاضی؟



گل وقلب وماچ ماچ


@اذرمهرصداقت توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 23:01

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آذرمهردخت عزیز ممنون از حضورتان.عشق را نباید تحمل کرد باید ستود.ولی ریاضی رو شاید سخت بشه تحمل کرد.البته ریاضی هم دنیای زیبایی دارد .گل گل و بازم گل تقدیم شما


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 23:55

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام
خوب ...کوتاه و عالی
آفرین@};- @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در پنجشنبه 27 فروردين 1394 - 01:26

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آرمیتای عزیزم ممنون از حضور دلگرم کننده ات.


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در جمعه 28 فروردين 1394 - 20:14

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام عزیزم
خیلی لطیف و بااحساس نوشته بودی. از خواندنش لذت بردم. الان بنظر بیشتر به یک عاشقانه شبیه بود. با اندک تغییری داستان از اینی هم که هست زیباتر میشود.
فقط محص پیشنهاد عرض میکنم
مثلا وقتی داره براش توضیح میدهو متوجه حلقه ازدواجش میشه
در کل زیبا بود.
موفق باشی خانم گل
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :x :x :x


@آزاده اسلامی توسط لعیا زارعی Members  ارسال در جمعه 28 فروردين 1394 - 23:36

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آزاده عزیزم از اینکه داستان نظر شما را جلب کرده به خود می بالم.شما استاد ما و بزرگوارید.ممنون از راهنمایی و پیشنهادتان.هزاران گل تقدیم شما.راستی آزاده عزیز خیلی وقت است داستانی نگذاشته اید.قبلا هم گفته بودم سبک شما را دوست دارم متفاوت و زیباست.آرزوی موفقیت برایتان دارم.


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در شنبه 29 فروردين 1394 - 10:15

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب و احترام
لطیف شاعرانه عاشقانه و حساب شده چه ترکیب زیبایی از معادلات لاینحل زندگی

برقرار باشید @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط لعیا زارعی Members  ارسال در شنبه 29 فروردين 1394 - 19:57

نمایش مشخصات لعیا زارعی سلام آقای باران دوست . سپاس فراوان از حضورتان و نظرتان.انرژی مثبت دادین با تعریفهایتان.آرزوی موفقیت برایتان دارم.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.