دردهای نهفته ی بابا

چشم هایم بر دستان پر مهر پدرم ثابت ماند ...و به درونش نفوذ کرد..پر از درد بود ...پر از درد های نهفته...پر از حرفهاییی که در دلش خوابیده بودند و به خاطر مهربانیش ان ها را از خواب بیدار نکرده بود...پر از سختی ها....پر از رنج و درد و سختی هایی که ما تا حالا دردش را نچشیده ایم....میخواستم اشکهایم را در غم خود شریک کنم اما مقاومت کردم و تمام اشکها رابه درونم ریختم نمی خواستم پیش بابا گریه کنم که دردی به دردهایش اضآفه شود...به بهانه ایی از پیشش رفتم ....به سمت اتاقم حرکت کردم و همان که به اتاق رسیدم گریه امانم نداد... تا حالا انقدر متوجه راز درون دستانش نشده بودم...رازی که میشود ان را به صورت نمایشی تراژدی در اورد ...دستانی که سختی ...رنج...دلیری...مهربانی...ایثار ...از ان میبارد....کافی است لحظه ایی زمانت را در اختیار نگاه کردن به دستان پر مهرش کنی.....
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره ,فاطمه مددی ,آزاده اسلامی ,م.ماندگار ,سارینا معالی ,سعید بیک زاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین خسروجردی خسرو (4/3/1394),سارینا معالی (4/3/1394),رضا فرازمند (4/3/1394),فاطمه مددی (4/3/1394),آزاده اسلامی (5/3/1394),نعیمه میرزاعلی (5/3/1394),زهرابادره (10/3/1394),م.ماندگار (4/4/1394),بهار قمر (7/5/1394),م.ماندگار (8/5/1394),آرش پرتو (9/6/1394),بهار قمر (15/1/1395),سحر ذاکری (15/1/1395),سعید بیک زاده (7/4/1396),سروش جنتی (2/2/1397),بهار قمر (14/11/1397),محمد علی قجه (27/5/1398),

نقطه نظرات

نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 22:13

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دلنوشته قشنگی بود@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 16:30

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام عزیزدلم
تقدیم قلم زیبایتان
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 17:09

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خانم بهار عزیزم
زیبا دلنوشته ای خواندم از بابایی که بر گردن هر تک تک
ماها حقی عظیم دارند
شیرینی دلنوشته ات را به عینه درک کردم
شیرین کام و موفق باشید @};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 8 مرداد 1394 - 16:41

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام خانم قمر
دلنوشته ی زیبا و با احساسی بود
شاد باشید
@};- @};- @};-


نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1394 - 14:40

سلام


خوب بود

موفق باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.