ببار بارون

بازم بارون اومد...بازم دلم گرفت...دلم گرفت از گریه ی اسمون...با این که دوست ندارم اسمون گریه کنه و ناراحت باشه ولی گریه کردنش قشنگه...بهم ارامشی زیبا میده که تا حالا هیچ کسی بهم نداده....و دوست ندارم تموم شه...دوست دارم انقدر اسمون گریه کنه تا خالی شه و یکم احساس سبکی کنه...هم واسه خودش خوبه این گریه هم واسه من...میخوام فقظ زیر باروون راه برم و به درد و دل های اسمون گوش کنم ...اخه من عشق اسمونم...باید به حرفاش گوش کنم...باید همدردش باشم...وگرنه از دستم دلخور میشه....
دوست دارم سرمو بگیرم بالا نگاه تو چشماش کنم بگم دوست دارم اسمون ...چون اونقدر اشک ریختنت زیباس که دلامون حتی اگه شده برای چند دقیقه پاک میشه...نگاهامون عاشقانه میشه....ذهنامون پاک میشه از هر فکر شومی..قلبامون مهربون میشه...اما فقظ برای چند لحظه...پس ای کاش واسه همیشه بباری تا دلامون و ذهنامون عاری از هر چیزی باشه و قلبامون مزه عشق رو بچشه...پس ببار...ببار ...هم خودتو از ناراحتی هات پاک کن هم بدی ها ی ما رو پاک کن...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

بهار قمر ,حسین روحانی ,سعید طاعی ,آرمیتا مولوی , ناصرباران دوست ,سعید بیک زاده ,احمد دولت آبادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

احمد دولت آبادی (6/9/1393),آرمیتا مولوی (7/9/1393),زهرابادره (7/9/1393),بهار قمر (7/9/1393), ک جعفری (7/9/1393),عاطفه حجابی دخت ایمن (7/9/1393),فاطمه گتویی (7/9/1393),نعیمه میرزاعلی (7/9/1393),سبحان بامداد (7/9/1393), ناصرباران دوست (7/9/1393),شیدا محجوب (8/9/1393),ابوالحسن اکبری (8/9/1393), ک جعفری (8/9/1393),کارو کامرانی (8/9/1393),احمد دولت آبادی (9/9/1393),احمد دولت آبادی (9/9/1393),یوسف رحیمی (11/9/1393),اذرمهرصداقت (11/9/1393),حسین خسروجردی خسرو (12/9/1393),احمد دولت آبادی (17/9/1393),محمود لچی نانی (27/9/1393),اذرمهرصداقت (14/10/1393),آرمیتا مولوی (17/10/1393),حسین خسروجردی خسرو (20/10/1393),حسین خسروجردی خسرو (9/12/1393),بهار قمر (26/2/1394),حسین خسروجردی خسرو (28/2/1394),سید علی الحسینی (30/2/1394),حسین روحانی (2/3/1394),م.ماندگار (4/4/1394),م.ماندگار (8/5/1394),سعید بیک زاده (7/4/1396),سروش جنتی (2/2/1397),بهار قمر (14/11/1397),

نقطه نظرات

نام: فرزانه بارانی   ارسال در جمعه 7 آذر 1393 - 18:31


ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺒﺎﺭ
ﺑﺎ ﺩﻟُﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻛﻦ، ﺧﻮﻥ ﺑﺒﺎﺭ 
ﺩﺭ ﺷﺒﺎﯼ ﺗﯿﺮﻩ ﭼﻮﻥ ﺯﻟﻒ ﯾﺎﺭ
ﺑﻬﺮ ﻟﯿﻠﯽ ﭼﻮ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ...

***********
تشکر از احساس لطیفتان!


نام: سبحان بامداد کاربر عضو  ارسال در جمعه 7 آذر 1393 - 22:52

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام و درود بر شما

شما که دلتون صاف و پاک و بی ریاست... پس دعا کنین بازم بارون بیاد .

آره قبول دارم بارونش خیلی به مردم حال داد. گریه کرد و تا ناپاکی های مردمو بشوره تمیز کنه...

شادمان و سلامت باشید بزرگوار


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 11 آذر 1393 - 19:37

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت بباربارون
@};-


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 17 دي 1393 - 19:20

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی ببار بارون

روی دل تب زده

روی شورزارکابوس تنهایی ام

اسیر گرگ می شوند

بره های ذهن

در غفلت چوپان

که قلبش را

در دستان دخترک صحرا

جا مانده

ببار بارون
**************
عالی بود بهار جانم @};- @};- @};- :* :* :*


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 1 خرداد 1394 - 00:44

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
@};-
دلنوشته قشنگی بود بین تو و آسمون.مهربان و دوست داشتنی.همیشه مهربانو دوست داشتنی بمون
موفق باشی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.