كنار در ايستاده بودي...

كنار در ايستاده بودي و چشمانت، طنابي بر گردن قلبم انداخته بود و آن را به سمت خود مي كشيد. اما همچنان زورش نمي رسيد و قدم از قدم بر نمي داشتم.

كنار در ايستاده بودي و جنگي از روي روي اجبار را نظاره ميكردي. درحالي كه چشمانمان به هم قفل بود و دستان مشت شده مان آغوش دستان يكديگر را طلب مي كرد، ميانمان ديوار برلين را ذره ذره بالا مي بردند.

كنار در ايستاده بودي و تصميم ات را گرفتي. در صور رفتن دميدي تا كار را يكسره كني. تمام عالم، براي بدرقه ي تلخ رفتنت بيدار شدند اما من در گور عميق خود به خوابي شيرين فرو رفته بودم.

با نگاهي لغزان، نگاهت از من، به كف سرد زمين افتاد و به پوچي زل زدي. گويي چمداني خيالي را پيدا كرده بودي كه پر از خاطراتي بود كه حالا وجود نداشت. كام عميقي از تمام آنچه كه گذشت را در درون فرو بردي و با آهي خسته به بيرون دادي. اميدت را پشت در گذاشتي و در زندگي ام را محكم بستي. اما همچنان...
كنار در ايستاده بودي...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

کوثر علیزاده ,شهره کبودوندپور ,رضا فرازمند ,نرجس علیرضایی سروستانی ,"صابرخوشبین صفت" ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کوثر علیزاده (18/5/1396),شهره کبودوندپور (18/5/1396),همایون طراح (18/5/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (18/5/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (19/5/1396),"صابرخوشبین صفت" (20/5/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (21/5/1396),فاطمه زردشتی نی‌ریزی (21/5/1396),مهشید سلیمی نبی (25/6/1396),مهشید سلیمی نبی (25/6/1396),

نقطه نظرات

نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 18 مرداد 1396 - 13:46

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام جناب کریمی.درود فراوان بر شما.در عین کوتاهی بسیار عالیییییی و زیبا بود.موفق باشید:) @};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 18 مرداد 1396 - 23:50

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر شما گرامی@};-
خیلی پر احساس و آهنگین.
قلمتان نویسا


نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در جمعه 20 مرداد 1396 - 09:11

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام
داستانی شاعرانه که بسیار زیبا و با احساس نوشته شده است .
درودها بر شما@};- @};- @};- @};- @};-


نام: مهشید سلیمی نبی کاربر عضو  ارسال در شنبه 25 شهريور 1396 - 11:46

نمایش مشخصات مهشید سلیمی نبی سلام خوشحال میشم به داستان های من هم نظر دهید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.