حسرت‌به‌دل!

به‌به مامان رفت! حالا می‌توانم هرچه دوست دارم بپوشم! اصلاً نمی‌فهمم مامان چرا این لباس‌ها را برای من می‌خرد. من دوست دارم همان لباس‌هایی که دارم بپوشم. مثلاً عاشق این بلوز و شلوار قرمز و مشکی هستم! وای چقدر خوشگل شدم! مثل‌اینکه واقعاً چاق شدم! این لباس این‌قدر تنگ نبود! چقدر خوب! حالا کم‌کم تپل می‌شوم، لباس‌ها برای من تنگ می‌شود، می‌چسبد به تنم! عالیه! خیلی ذوق دارم! دلم نمی‌آید به مامان حرفی بزنم! خوب آن بنده خدا هم به‌اندازه من شوق‌وذوق دارد! کلی پول این لباس‌ها را می‌دهد. ولی سلیقه من باسلیقه مامان خیلی فرق می‌کند. من دلم می‌خواهد همه عالم از همه‌چیز باخبر شوند ولی مامان می‌گوید: زشت است!
اصلاً نمی‌فهمم، به نظر من نه‌تنها بد و زشت نیست، خیلی هم قشنگ و خوب است. مثلاً دیروز مانتو کرمی رنگم را پوشیدم. مخصوصاً تا ایستگاه مترو پیاده رفتم. این روزها دوست دارم افراد بیشتری من را ببینند. وقتی منتظر قطار مترو بودم، خانم مسنی که روی صندلی نشسته بود چشم از من برنمی‌داشت. سوار که شدم، پسر جوانی سریع از روی صندلی بلند شد. این‌قدر کیف کردم. مانتو کرمی رنگم خیلی تنگ هست، برای همین هم خیلی جلب‌توجه می‌کند. اگر مامان بفهمد با آن بیرون رفتم، حتماً عصبانی می‌شود. می‌دانم مهران هم با حرف‌های مامان موافق هست ولی آن بنده خدا اصلاً آدم بهانه‌گیری نیست. آن موقع که تازه‌عروس بودم کاری به لباس پوشیدنم نداشت، الآن که هفده هجده سال از زندگی ما می‌گذرد.
حالا فردا چی بپوشم؟ باید یکی از این مانتوهایی که مامان خریده بپوشم. فردا مامان می‌آید دنبالم باهم برویم خرید. من دلم می‌خواهد با اتوبوس یا مترو برویم تا بیشتر تو خیابان باشم، ولی مامان می‌گوید خسته می‌شوی، ماشین دربست می‌گیریم.
فردا مامان نمی‌تواند ایراد بگیرد. می‌خواهیم برویم خرید و من تو همه مغازه‌ها می‌توانم راحت حرف بزنم و توضیح بدهم! چقدر عالی! فردا همه مغازه‌دارها متوجه می‌شوند من باردار هستم! به همه فروشنده‌ها می‌گویم دارم مادر می‌شوم! فردا می‌خواهیم سیسمونی بخریم، پس اشکالی ندارد که توضیح بدهم! اصلاً من این روزها دلم می‌خواهد به همه بگویم که باردار هستم! دوست دارم همه بفهمند یک بچه کوچولوی خوشگل تو شکم من هست! ولی مامان می‌گوید: خوب نیست! زشت است! کاری نکن مردم فکر کنند حسرت‌به‌دل هستی!
به مامان نگفتم ولی من واقعاً حسرت‌به‌دل هستم. شوخی که نیست بعد از هفده سال، بعد از کلی درمان و از این دکتر به آن دکتر رفتن، بالاخره دارم مادر می‌شوم!

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

نرجس علیرضایی سروستانی ,پروین بهادری ,مرتضی حاجی اقاجانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (22/1/1397),فرزاد مرتضایی (22/1/1397),پروین بهادری (22/1/1397),مرتضی حاجی اقاجانی (22/1/1397),نرجس علیرضایی سروستانی (24/1/1397),مجتبی صمدیار (25/1/1397),"صابرخوشبین صفت" (2/2/1397),سعیده پهلوان کندر شریفی (30/3/1397),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 فروردين 1397 - 10:01

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) مثل همیشه عالی


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط سعیده پهلوان کندر شریفی Members  ارسال در یکشنبه 26 فروردين 1397 - 15:09

نمایش مشخصات سعیده پهلوان کندر شریفی سلام سپاس فراوان از حضور پر مهرتان و وقتی که برای خواندن داستان من کردید@};- @};-


نام: فرزاد مرتضایی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 فروردين 1397 - 19:13

نمایش مشخصات فرزاد مرتضایی عالی، من به احترام قلم شما دست می زنم.
یک نگاه متفاوت و جذاب.
خدا کند که زودتر از دست این تابوهای دست و پا گیر راحت شویم. از مادر شدن لذت ببر و تا می توانی کیف کن، هر جور دلت می خواهد لباس بپوش و هر کاری دلت می خواهد انجام بده.


@فرزاد مرتضایی توسط سعیده پهلوان کندر شریفی Members  ارسال در یکشنبه 26 فروردين 1397 - 15:11

نمایش مشخصات سعیده پهلوان کندر شریفی سلام و درود. بسیار سپاسگزارم از حسن نظر شما و تشکر فراوان دارم به خاطر وقتی که برای خواندن داستان من گذاشتید. واقعا باید هر کاری که دوست داریم و به دیگران آسیب نمی زند انجام دهیم و از زندگی لذت ببریم.
زندگی تان سرشار از لذت باد@};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.