سک سک


راستی تو که میدانستی فکرت از خاطرم بیرون نمیرفت، پس چرا در رویاها و خیالاتم سر و هيكلت را پشت اساس خانه پنهان ميكردي؟

مگر نميداني از قایم باشک بازی بدم می آید؟ حتی از همان بچگی؟؛ بدم می آمد کسی از روی عمد خود را گم و گور کند و من مجبور به پیدا کردنش شوم.
نمی دانستی؟
الکی لبخند نزن در تخیلم، میدانستي.پس بیا. خودت بیا بیرون، با اینکه میدانم پشت درب اتاقی،مثل همیشه، پیدایت نمیکنم؛اخم در چهره ات را بعد از شكست خوردن را دوست ندارم. با لبخند بیرون بزن و با خنده و صدایی جیغ وار بگو سک سک، بیا بیرون، نترس ترحم هم نکن. با اینکه از قایم باشک بازی بدم می آید، هزاران بار ديگر چشم میگزارم.


سعید پرمشکانی زاده
88.12.3
خانه امير علي طهرانی



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.4 از 5 (مجموع 10 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

طیبه اجدانی فیض اباد ,سعید پرمشکانی زاده ,شهرزاد مهرآبادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کلثوم یوسفی (5/11/1390),عليرضا پرهام (5/11/1390),شهرزاد مهرآبادی (5/11/1390),طیبه اجدانی فیض اباد (5/11/1390),سعید پرمشکانی زاده (5/11/1390),کلثوم یوسفی (5/11/1390),عباس عابد (5/11/1390),ابوالحسن اکبری (6/11/1390),شایان افضلی (6/11/1390),کلثوم یوسفی (8/11/1390),شایان افضلی ( cernel nyle) (22/12/1390),سعید پرمشکانی زاده (30/2/1391),ابوالحسن اکبری (24/4/1391),سعید پرمشکانی زاده (22/5/1391),محمود شانه ساز (25/5/1391),سعید پرمشکانی زاده (1/6/1391),نازنین کریمی (10/8/1391),نازنین کریمی (10/8/1391),سید طه صداقت کشفی (25/4/1392),

نقطه نظرات

نام: کلثوم یوسفی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 5 بهمن 1390 - 14:46

سلام
به نظر من به نگارش دراوردن احساسات دروني كه تو اين نوشته هم هست خيلي سخته تا اينكه ماجرايي و يا داستاني نوشته بشه ، خيلي عالي بود كلا از احساسات نوشتن اون هم به اين زيبايي رو ميپسندم موفق باشيد @};-


نام: شهرزاد مهرآبادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 5 بهمن 1390 - 16:26

نمایش مشخصات شهرزاد مهرآبادی سک سک:)


نام: طیبه اجدانی فیض اباد کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 5 بهمن 1390 - 18:17

نمایش مشخصات طیبه اجدانی فیض اباد چه بداخلاق:D
ممنونم داستانتون عالی بود
موفق باشید ذوست خوبم
:)


نام: عباس عابد   ارسال در چهار شنبه 5 بهمن 1390 - 23:26

سلام
در مورد داستان یا نوشته شما دوستان گفتند چیزی برای من نماند . قربان شما@};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 14:52

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام زیبا وجالب بود .


نام: شایان افضلی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 18:55

نمایش مشخصات شایان افضلی شما در خانه ی دوستان و در حال قایم باشک بازی هم داستان می نویسید؟;) ;) ;) ;)


نام: دوست   ارسال در دوشنبه 17 بهمن 1390 - 22:16

بکار بردن لفظ داستان در مورد نوشته شما چندان خالی از اشکال نیست بلکه این نوعی از جریان سیال ذهن یا احساسات درونی شماست داستان باید دارای قواعد منطقی باشد یعنی شخصیت پردازی پیرنگ روایت و ...اما به هر حال معلوم است که استعداد خوبی دارید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.