دستگیر شده ها

همه شون دستگیر شدن قربان
-چند نفرن؟
-دقیق نمی دونم. ولی فکر کنم چند هزارتایی باشن
-باشه. چند تاشونو بیار بالا
عقب گرد می کند و از اتاق خارج می شود.طولی نمی کشد که جیرجیر لولای زنگ زده فضا را پر می کند. هیکلش در را در میانه در قرار می دهد و می گوید:
زن و مرد سوا وایستن
دست راستش را بالا می آورد و ادامه می دهد:
تو،تو، تو، تو ، تو ،تو و تو تنه ی لشتونو بکشید بیرون.
چند ضربه ی آرام به در اتاق می زند و باز می کند:
قربان! هفت نفرشونو آوردم
-بیارشون تو
آنها را در گوشه ای از اتاق جا می دهد و خود نیز به انتظار صدای مافوقش در کنار آن هفت نفر می ایستد.چند لحظه بعد صدای مافوقش را می شنود که یکی از آن هفت نفر را مخاطب قرار داده:
تو بیا جلو!
-بفرمایید
-اسم؟ شهرت؟ پیشه؟
-ادا فرهیخته. آدم های بی اعتبار گه گاهی از من استفاده می کردند. گهگاهی که نمی خواستند خودشون باشند
-تو! اسم ؟ شهرت؟ پیشه؟
-ادا تواضعمند. در مجموع متواضع هستم و زمین خورده ی شما . بسیاری به من نیاز دارند اگر من نباشم کار همان بسیار لنگ خواهم ماند البته اگر ریا نباشد
-و تو ؟
ادا بزرگزاده. بی خاصیتا منو خیلی دوست دارن از بس بزرگم!
-تو چی تنه لش؟!
ادا لات آبادی. حساب حسابه کاکا برادر! ملتفتبد که؟ دو کلوم از ما بود و یه عمر تصفیه حساب. بازم ملتفتید که؟ جون خودم نه جون بی ادبیمونو نوکر و نوکر زادهام این ریقوها دست از خر ما نمی کشیدن. کامل ملتفتید که؟
-تو یکی؟
در به آرامی نواخته می شود و بلافاصله پوتین های سرگروهبانی جفت می شوند:
-چته سرگروهبان؟
-جناب سرهنگ ! گزارش دادن رو زمین همه لختن.
- باشه تو برو. سرکار! اسامی شونو نوشتی؟
- بله قربان. ادا گنده گوز! ادا صلج جو . ادا شرافتمند ، ادا با غیرت، ادا متمدن، ادا با فرهنگ، ادا هویتی، ادا استاد تمام، ادا پرفسور، ادا همه فن حریف، ادا دکتر ، ادا هنرمند، ادا شاعر مبارز، ادا مبارز سیاسی، ادا وطن دوست، ادا وطن پرست، ادا قهرمان ملی، ادا ورزشکار پهلوان، ادا پهلوان مردم دوست ، ادا فوتبالیست مردمدار، ادا بازیگر خیر ، ادا سیاستمدار دلسوز، ادا سیاستمدار راستگو . ادا...
- بسه دیگه! این اراجیف چیه می بافی؟ همه رو زمین لختن . زشتی شون افتاده بیرون
- چیکار کنم قربان؟
- فعلا به اینا رو زمین نیازه! در بازداشتگاهو باز کن بذار برن
جیرجیر لولای زنگ زده فضا را پر می کند

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

حسین روحانی ,الف.اندیشه ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,احمد دولت آبادی ,آرمیتا مولوی ,زهرابادره ,شهره کبودوندپور ,علی غفاری دوست (مارتین) , ناصرباران دوست ,فرزانه رازي ,محمد حشمتی فر ,م.فرياد ,فاطمه مددی ,حمیدرضا محدثی ,سارینا معالی ,رضا فرازمند ,همایون طراح ,مریم مقدسی ,آرش شهنواز ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین روحانی (24/4/1394),الف.اندیشه (24/4/1394),م.ماندگار (24/4/1394),آرش پرتو (24/4/1394),محمود لچی نانی (24/4/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (24/4/1394),ف. سکوت (24/4/1394),احمد دولت آبادی (24/4/1394),آرمیتا مولوی (24/4/1394),زهرابادره (24/4/1394),آرش پرتو (24/4/1394),شهره کبودوندپور (24/4/1394),سحر ذاکری (24/4/1394),اذرمهرصداقت (24/4/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (24/4/1394),شیدا محجوب (24/4/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (24/4/1394),عبدالله عمیدی (24/4/1394),محمد حشمتی فر (24/4/1394),انسیه زمانی (24/4/1394),حسین روحانی (24/4/1394),محمد حشمتی فر (24/4/1394),فرزانه رازي (24/4/1394),سید علی الحسینی (24/4/1394),فاطمه مددی (24/4/1394),م.فرياد (24/4/1394),حسین شعیبی (24/4/1394),شهره کبودوندپور (24/4/1394),شیدا محجوب (24/4/1394),منصور دیبا (24/4/1394),حسین شعیبی (25/4/1394),حمیدرضا محدثی (25/4/1394),محمد اکبری هشترودی (25/4/1394),منصور دیبا (25/4/1394),رضا فرازمند (25/4/1394),سارینا معالی (25/4/1394),همایون طراح (26/4/1394),مریم مقدسی (26/4/1394),آرش شهنواز (30/4/1394),پریسا کرد (31/4/1394),آرش پرتو (6/6/1394),سارینا معالی (6/6/1394),آزاده اسلامی (6/6/1394),شهره کبودوندپور (6/6/1394),اذرمهرصداقت (8/6/1394),آرش پرتو (27/6/1394),همایون به آیین (5/5/1395),همایون به آیین (11/11/1395),سارینامعالی (2/9/1396),مهشید سلیمی نبی (14/11/1396),

نقطه نظرات

نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 00:48

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
والا من الان چی بگم؟
اگه بخوام بگم خوبه میخوای بگی ادا گنده... در میارم
اگه بخوان بگم بد میگی ادا فرهیخته در میاره
اگه بخوام بگم به نکات جالبی اشاره کردی شاید ادا فرهیخته بشه
آقا ما حرفی نداریم .
قشنگ بود ولی ادا هنرمندا رو در نیاوردم والا


@حسین روحانی توسط حسین روحانی Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 00:50

نمایش مشخصات حسین روحانی راستی چرا رئال نمی نویسی؟;)


@حسین روحانی توسط الف.اندیشه Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 00:51

نمایش مشخصات الف.اندیشه


@حسین روحانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 01:02

سلام بر حسین خان روحانی

من الان کلا خجالتم:"> :"> :"> :">

مطیمنا شما بزرگوارید

و اینکه فکر کنم زیاد غیرریال نبودااا;)

در کل سپاس از حضورت

موفق باشید


@آرش پرتو توسط حسین روحانی Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 01:06

نمایش مشخصات حسین روحانی آرش جان اندکی شوخی بود ببخشید
حقیقت داستان خیلی کشش خوبی داشت و فضا کمی گنگ بود که البته زیبا شده بود.وهم آلود بود.جالب نوشته بودیش.داستان زیبایی از شما خواندم و لذت بردم.
موفق باشی.ولی خدایی رئال نبود.شایدم من تعریف رئال رو بلد نیستم.
:-/


@حسین روحانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 01:11

اندک که هیچ..شما بیشتر از اندک شوخی کنید...;)
قبول دارم همچین چیزی واقعی نیست ولی خب نمی دونم چرا حس کردم ریاله! فکر کنم به خاطر سادگیشه..


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 00:50

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام جناب پرتو
جالب و جدید بود.
خسته نباشید.@};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط آرش پرتو Members  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 01:03

سلام خانم اندیشه

سپاس از حضورتون


موفق باشید


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 23 تير 1394 - 02:15

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن سلام
خیلی جالب بود و متفاوت البته.
ذهن خلاقی دارین جناب پرتو
ممنون@};-


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:16

سلام خانم دخت ایمن

سپاس از حضورتون


موفق باشید


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 07:16

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود بر شما. تلویحا بگویم. در مناسبات جامعه ما داستان شما به خوبی صدق می کند اما مایل بودم گریزی هم بی طرفانه به همین سایتک ما بزنید و ادا نویسنده هم بگویید. از واقعیت نباید دور بمانیم. احسن بر شما


@احمد دولت آبادی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:18

سلام جناب دولت آبادی

مسلما ادا زیاده ولی فاکتور گرفتم.....

سپاس از حضورتون


موفق باشید


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:06

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام آقای پرتو
موضوع جالبی بود
موفق باشید@};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:20

سلام خانم مولوی

سپاس از حضورتون


موفق باشید


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:37

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر آقای پرتو عزيز و گرامي
امروز از صبح اينترنت من مشكل داره و مدام قطع و وصل مي شه خيلي دوست داشتم اين طنز تلخ رو زودتر بخوانم @};-
داستان هاي شما منو ياد داستان هاي عزيزنسين
مي اندازه كه زماني از طرفداران پرو پاقرصش بودم
در كل داستان خيلي عالي و پيام پنهاني داشت ، انسان ها هنر پيشه به دنيا آمده اند و همه به نوعي ادا در مياورند
متشكرم
خسته نباشيد
شاد و موفق زي@};- @};- @};-


@زهرابادره توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:59

سلام خانم بادره گرامی

شما همیشه نگاه مهربانی داشته و دارید و مطمینا خواهید داشت

سپاس از حضورتون

موفق باشید


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 08:49

سلااااااااااااام داداش خوبم(ادا مهربون)
داستانتو دوست داشتم خیلی زیاد (ادا روشنفکر)
خیلی خیلی سوژه نابی بود( ادا متملق)
امیدوارم همیشه و در همه حال قلمتون قوی بچرخه مثل اینبار (ادا منتقد)
لحظه های سکوتم

پرهیاهوترین دقایق زندگیم هستند
....مملو از آنچه می خواهم بگویم

و نمی گویم (ادا شاعر)
از شوخی گذشته حظ بردیم بسیار زیاد
(ادا بامرام)
@};- @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 09:10

سلام بر خانم کبودوندپور...
باید دوست داشته باشین ....ادا دیکتاتور
همیشه قوی میچرخه.....ادا خودشیفته..

نمی دونم چیه یه چند وقتیه فحشم نمیاد....ادا مودبا

از شوخی گذشته...ممنون که اومدید


موفق باشید


@آرش پرتو توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 11:01

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت فحشش نمیاد!
مگه داریم؟مگه میشه؟
:D


@آرش پرتو توسط م.فرياد Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:39

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};-
منم سالها بود فحشم نمیومد ولی یه پیامک اومد به این مضمون: میخوای بری تو بهشت؟ عدد 1 رو به شماره ی .....98 ارسال کن! هر پیام 150تومان!...
یه دفعه تموم فحشهای چهل سال گذشته اومد سر زبونم و تقدیمشون کردم:D


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 11:05

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت سلام

خیلی خب بابا هول نشو یه سلام کردما[-(

راجب داستانتم خب معلومه که خوشم نیومد این اراجیفو تو چن ثانیه نوشتی(ادا محمود لچی نانی):D


جالب بود;)


@اذرمهرصداقت توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 11:16

سلام خانم راضیه ازر مهر صدا،قت

خوبه امتحانا تموم شده اتقدر کم پیدایی!


میگما عمو یواشکی اومده و رفته! تو ندیدیش کجا رفته؟!

فحشم نمیاد دیگه....به بقیه ش چیکار داری....



ممنون که خوندی


موفق باشی


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 11:28

سلام بازم
عمو..حول و حوش یک شب اومدن و رفتن فک کنم دم خونشون جشن هسته ای بوده رفتن توی جشن شرکت کنن و تاکنون بازنگشته اند ;)
اگه اومدن از طرف من بهشون بگین :
آدمهایی هستند که بودنشون
حتی مجازی!
آرامش بخش است و زیبا ..دوستی شان برایت حقیقت می شود و به خود می آیی ...بخشی از زندگیت می شوند ...
آدمهایی هستند که با تمام مجازی بودنشان سهم بزرگی در حقیقت دوستی ها دارند
@};- @};-
یه وقت شما و اذر حسودی نکنین ها..برای شما هم می نویسم ;)
به وقتش;)


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 12:22

سلام

الان من اینا رو به عمو بگم یا ازر؟؟خخخههخهه


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 11:23

D:D :D :D :D =)) =))
عالی بود راضی اگه عمو بیان کلی خوشحال می شن;)


نام: انار دونه دونه   ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 12:48



خداییش اینجا چه خبره؟؟؟

این به به و چه چه های بیخودی واسه چیه آخه؟؟؟؟؟

بنظر من که ، واقعا داستان یا نوشته چرندی بودی ......
البته مضمون خوب بود ولی نوع نوشتن داستان واقعا ....
چی بگم والا....


@انار دونه دونه توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:59

چی بگم والا (ادا زنونه)
انار سرخ و زیبا
سلام دوست خوب ...
اینجا کلاس درسه و رای هر کسی و به به و چه چه هرکسی هم به خودش مربوط می شه ..منتها خوبی اعضای سایت اینه که اونقدر شجاع هستند که خودشون رو قایم نمی کنند حتی اگه بخان بگن داستان خوبی نبود با شجاعت می گن
بهامید دیدار روی شما ;) @};- @};- @};- @};-


@انار دونه دونه توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 15:02

نظرت کاملا محترمه! اما یه چیزی به این نظر محترمانه ت گند میزنه ....

نمی دونم چی هستی یا کی هستی ...ولی مثل ترسو ها و بزدلا و بی خاصیت ها و بوقلمون صفت ها هر دفعه با یه اسمی میای وسط.. و چیزی که گند میزنه به نظراتت همینه!
بهتر به جای این جوهر لق بازی ها مثل بقیه دوستان و عزیزان عضو این سایت رفتار صحیح داشته باشی...
خوشحالم از اینکه به شخصی چون تو توهین می کنم

می تونی فکر کنی به خاطر خودم و نظرت این حرفا رو میزنم ولی پیش خودم راحتم که به خاطر نظرت این حرفا رو نزدم


موفق باشید


@آرش پرتو توسط الف.اندیشه Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 20:55

نمایش مشخصات الف.اندیشه فقط یه چیزی بگم انار دون دون
نمیدونم شاید خودکار شاید گلزار...
امیدوارم که تو همون آینه نباشی...
خودت منظورمو گرفتی ...
تا برات بد نشده جمع کن بساطتو...


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 13:57

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سلام بر آرش پرتو ...

بسیار زیبا و نو بود ! من که حقیقتا دوستش دارم چون که مفهوم داره ! همین خوبه ! همین خوبه !
البته اینو هم بگم که با یه دستت قلم داری و با دست دیگه ات ساطور ! با ساطور میزنی نوشته هاتو قلع و قمع می کنی !! از بس که کم حوصله می نویسی !!

در باب داستانکت :
" ادا ملت , در پی جرعه ای آب خنک ..."

سبز باشی و آفتابی



@علی غفاری دوست (مارتین) توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:29

سلام بر مارتین

زیبا می خوانی ..
اما در مورد کم حوصلگی...اهل بهانه نیستم ولی باور کن دریغ از 2 ساعت وقت آزاد!

سپاس از حضورتون


موفق باشد


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 15:01

سلام
امان از 2 ساعت وقت آزاد!!!
نکنه شما محمد جواد ظ ر ی ف هستی :-/ :-/ :-/ (ادا فضولا)


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:11

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب و احترام

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

که من دلشده این ره نه به خود می‌پویم

در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند

آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم

من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست

که از آن دست که او می‌کشدم می‌رویم

دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم

خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است

می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم

حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی

گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم

الام حافظ ادای شاعر ناصح در آورده که بابا هرکسی اینجا باید نقشی بازی کنه تا چرخ گردون بچرخه! پس ولمون کن ادامونو در بیاریم!!
منتها یه نقشی هم برا بنده تعریف بفرمایید .


@ ناصرباران دوست توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:32

سلام بر جناب باران دوست

آقا ما کلاا از این بیت در پس آیینه خوشمون میاد!

راستی بالاخره شما رو رویت کردیم!

انگار یه چند وقتیه همه تو ترک داستانکن!
شما نقش نمیخواید که...اخه شما واقعا استادید

سپاس از حضورتون

موفق باشید


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:25

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام بر جناب آرش آقای پرتو عزیز
خیلی خیلی خوب و متفاوت و قابل تأمل...
آقا دستتان درد نکند هم استفاده بردم در بعد فنی و حرفه ای
هم درس آموزی آخلاقی داشت که امیدوارم متنبه بشم
شاد و سلامت باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:34

سلام بر جناب عمیدی

آقا من الان اینم:"> :"> :">

ممنون که اینجا بودید

موفق و سلامت باشید


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 14:41

ادا خجالتی;)


@آرش پرتو توسط عبدالله عمیدی Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 00:20

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی آقا آرش ما چاکریم داداشی
گل باشی@};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 15:38

خوب اینجا با صفحه خودم فرقی نداره
از همینجا پیشاپیش عید فطر رو به اونایی که ذیل داستانشون نرفتم تبریک می گم
آذر جونم...سارینای عزیز ...میم ماندگار که داستانش رفت رو هوا!
آرش خان پرتو ...فرهاد کوهکن و زینب ارونی و دیگر دوستان @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 15:52

حالا کو تا عید فطر!!!!
در مورد اون مطلبی هم که شما گفتین من اینجوریم
=))
و ایضا :-/
و باز ایضا :">

ببینید باهام چیکار کردید ....چند ششخصیتی شدم=))


@آرش پرتو توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 15:54

یکیش جا موند


و ایضا:"> :">


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 18:34

نمایش مشخصات فرزانه رازي دونخته ادا عارش پرتو (ریش سفید) :
سلام.
خوب بود.
خسته نباشید.
@};-


@فرزانه رازي توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:04

سلام

سپاس از حضورتون


موفق باشید



خود ارش پرتو


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:20

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام بر جناب پرتو
از این تصویری که برای خودتون انتخاب کردید اول فکر کردم اهل ادا درآوردن اون هم از نوع «بی خیال بابا» هستید. اما این داستان نشون میده هر اتفاقی که اطرافتون می افته رو به زیبایی نگاه داستانی بهش میندازید.
بنابراین عالی بود
:) @};- @};- @};- @};-


@محمد حشمتی فر توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:16

سلام بر جناب حشتمی فر

سپاس از اینکه اینجا بودی...

موفق باشید


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:43

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام
داستان جالبی بود
کاش ادامتعصب روهم مینوشین...


@فاطمه مددی توسط فاطمه مددی Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:44

نمایش مشخصات فاطمه مددی مینوشتین


@فاطمه مددی توسط م.فرياد Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:53

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};-
نگین خانوم مددی که دلم خونه=((


@م.فرياد توسط فاطمه مددی Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 20:12

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام
خودمم همینطور=((
ازدست این متعصبای الکی پلکیx-(


@فاطمه مددی توسط م.فرياد Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 20:19

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};-
تعصب نشانه ی جهل است و آفت دین[-(


@م.فرياد توسط فاطمه مددی Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 20:27

نمایش مشخصات فاطمه مددی درسته. همینم بعضیاروکورکرده درحدلالیگا!


@فاطمه مددی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:17

سلام

اون بین اون بقیه جا موند=))

ممنون که بودی و خوندی و نوشتی! ( ادا دختره)

موفق باشید


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:44

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام آرش جان
شرمنده به خدا
ارتباط یرقرار نکردم
ببخشید
موفق باشید


@حسین شعیبی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:19

سلام

شرمندگی نداره که!
اصلا شما بزنید این نوشته رو با صاحابش بترکونید

ممنون که اینجا بودی

موفق باشید


نام: لی کو   ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:50

اولش موندم چه خبره چند هزار نفری دستگیر شدن
صفات رو دستگیر میکنند میدن تحویل ادمای لخت!
بدیشون ریخته بیرون!
خوب دیگه اینم یک سبکی از نوشتنه
:)


@لی کو توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:19

ممنون که اینجا بودید

موفق باشید


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:51

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};- (ادا مودب احساساتی)
داستانت قشنگ بود(ادا دلسوز)
به منم که اصلا کنایه نزده بودی(ادا مثبت اندیش)
ولی میشد بهتر بنویسیش(ادا عقل کل)
بابا! یه کم وقت بذار رو داستانات! تو هم شدی فریاد؟! که روزی دو تا داستان جفت و جور میکنه؟(ادا ناشناس)
چشم خورشید و خروس و شمع هم در خواب مانده
سهم ما از سرزمین این خفته آبادست یاران
ناله می آید ز هر سو، کذب می گوید ترازو
در کتاب شهر ما آیات بیدادست یاران
زن اسیر بدگمانی، مرد فکر لقمه نانی
کیست اینجا آنکه از بند غم آزادست یاران؟(ادا خودم!... م.فریاد)=))


@م.فرياد توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:20

سلام بر جناب فریاد بزرگ....ادا خودم
کجا قشنگ بود؟ ...بازم ادا خودم!
=)) =))

ممنون که اینجا بودید

موفق باشید


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 21:46

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما، پرتو آرش
اونجا که می گی همه لختن، توضیح نده ،نشونم بده، آره نشونم بده همه لختن،.. .
حالا من، ادا.. .. کی هستم؟ ؟؟!!


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 22:09

نمایش مشخصات محمود لچی نانی و حالا ادا خودم، البته با اجازه آذر مهر صداقت پیشه،
آرش پرتو ،بعد از سلام، امیدوارم هر چه زودتر به راه راست برگردی با این جفنگیاتی که می نویسی، ..
یادمه یه داستان نوشته بودی، تو بودی و نازنین، زیر بارون ،. .. از اون داستان، آره خوشم اومد من اون آرش و میخام


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 23:25

سلام بر عمو

=)) =)) =))

عمو هنوز گیر نازنینید:-/ :-/ ;)

الان که نه بارون میاد نه اون ارش مونده


البته در مورد راه راست فکر می کنم

:D


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 08:44

سلام
پیغام منو رسوندین یا نه؟!
اگه من دیگه پامو توی این سایت گذاشتم و براتون کامنتای قشنگ قشنگ نوشتمx-( x-( x-(




درضمن پامو نمی ذارم چون با دستام میام تو سایت


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 09:10

سلام

پیغام چی هست؟! .....ادا تنبلاااااا





@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 09:11

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما شهره کبودوند
پیغام شما رو نیاز نیست کسی برسونه، هر جا باشید پیغامتون دریافت میشه ،ممنونم ،منم میخام تشکر کنم از اونهایی که تو داستانک همیشه به یاد من هستد ،چه به خوبی ،و ، چه به بدی ،آره ممنون که به یاد من هستید ،


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 09:24

سلام عمو

به بدی رو بیشتر پایه م....


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 09:44

سلام
من مثل کرگدنم ....در دوستی...البته !
از آقای دولت آبادی بپرسین...چون بقیه دوستای واقعیمو نمی شناسید
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی

دوستی باعث سلامت روحم می شود ....
راستش شاید زرنگی باشه ولی من از دوستانم کسب انرژی می کنم :D


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 13:39

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا بود

لذت بردم@};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 15:14

سلام بر جناب فرازمند

سپاس از حضورتون

موفق باشید


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 19:54

نمایش مشخصات سارینا معالی نمیفهمم این همه به به و چه چه برا چیه؟
دوستان واقعا صادقانه به این اثر رای دادین؟به نظرم که داستان چرت و پرتی بود.
ادا:پرتقال قاچ قاچ و روان نویس ساعت دیوار چشمات قلبم اینه گلون شونه خونه نیمکت دیوار پاییز مهتاب میمونم نمیای عزیزم:D
سلووووووووووووووووووووووووم داداشی@};-
داداش کی با فاز نولت ور رفته ؟:(
داستانت دوتای قبلی رو جبران کرد البته هنوز بی حوصله ای!اندیشه ت تغییر کرده.میدونم که میدونی کلا چهار ماه مه ام کار های قبلی دوستام رو خوندم قبل ها بی ثباتی و پریشونی تو داستانات داد میزد به هر حال زندگی نو مبارک;) ادا:بچه زرنگ:D
خوب یا بد بعضی ها از خوندن کامنت و داستان های حتی سه خطی بعضی ها نمیتونن درک کنن که نویسنده ش اقلا به محیطی که توش زندگی میکنه مسلطه.عمیق فکر میکنه و به اتفاق ها فقط از این چشم که در جریانن نگاه نمیکنه و ریشه یابه و...
چشم بعض ها کور تو از اونهایی هستی که یه سنگ در میاری که اینجا قبلا دریا بوده در حالی که سطحی نگرا فقط میگن سنگه...
بسه دیگه زیاد ازت تعریف کردم.ادا : ابجی کوچیکه مهربون:x
بابا اثیر منم منظورش همین بوخودا زدی پاره پاره ش کردی=((
حالا اینهارو ولش...جو رو عشقه(ادا: مارتین;) )
فازت رو نول نگهدار


@سارینا معالی توسط سارینا معالی Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 19:57

نمایش مشخصات سارینا معالی نگران نشو الان اصلاحیه هارو صادر میکنم
گلون: گلدون چهار ما مه ام: چهار ماهه ام یه سنگ در میاری: از یه سنگ در میاری
با عرض پوزش.
بخش مدیریت


@سارینا معالی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 22:50

سلام

میگم چرا همش یه خط در میون میای؟:-/ :-/ :D

اون قبلا ماجرا داشت! نخواه که ماجراشو بگم;)

اینایی که الان گفتی من بودم:-/

این چیزا رو ولش...ممنون که اومدی

موفق باشی


@آرش پرتو توسط سارینا معالی Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 23:08

نمایش مشخصات سارینا معالی سلومی دوباره@};-
دِ من که قضیه یه خط در میون رو گفته بودم:-/

گفتم بودم اونور تور دیگه;)

بیبین داداشی...حس م یه چیزایی بهم میگه..میگه که اون یه خط های کم من نیستم دقیقا این اشیا عجیب غریب از کمد اشیا گم شده میان بیرون میان اینجاها از این چرت و پرت ها مینویسن.
میگم یه موقع به من مشکوک نشینا:-s :-s :-s :-s
بوخودا من دو تا اسم بیشتر ندارم.اونم سارینا و ساقی
دیگه تخته و گچ و ...نمشناسم
محض اطلاع...


@سارینا معالی توسط سارینا معالی Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 23:10

نمایش مشخصات سارینا معالی راستی منم نا مهرمم=((
کدوم قضیه..الان کنجکاو شدم

نگی تا صبح میسازم بعد میزارم تو سایت مایه عذاب خودتم میشه ها...بوگو
استیکر:فضولی
بیا در گوشم بوگو ...به کسی نموگوم:)


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 23:14

نمایش مشخصات سارینا معالی محرم
تا صبح قصه میسازم
کامنت هایی که بی سوادی مارو نشون میدن حذف کن لطفا
منم واس خودم غرور دارم=((
با تشکر
ممنون که اطاعت میکنی;)


@سارینا معالی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 25 تير 1394 - 23:40

:-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/ :-/



نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در جمعه 26 تير 1394 - 16:28

سلام جناب پرتو سه روز تعطیلات فرصت خوبیه برای چرخ زدن تو این سایت و البته گیر دادن به ... نه نه اصلا هم حوصله دوباره اون کامنت های پای داستان آذر رو ندارم :D
خب بریم سراغ داستانت این چیه نوشتی ? چیه چیه ? الان داری می گی این مریم مقدسی ادا در آورده ?! اصلا همینی که هست :D جدا از شوخی داستان ایده جالبی داشت. این ایده ها هم از خودت بر میاد اما بیشتر روش کار کن حیفه این ایده های خوب با بی حوصلگی نویسندش همینجوری بی دستکاری نوشته بشه.
موفق باشی.


@مریم مقدسی توسط آرش پرتو Members  ارسال در جمعه 26 تير 1394 - 16:34

سلام خانم مقدسی

اختلاف نظر همیشه هست ولی این دلیلی نمیشه از نبودن یکی از خوانندگان خوب سایت ناراحت نباشیم! گفتم خواننده ی خوب چون اگه میگفتم منتقد خوب...می گفتید من منتقد نیستم;)


سپاس از اینکه اینجا بودید و خواندید

موفق باشید


نام: پریناز.ک   ارسال در جمعه 26 تير 1394 - 17:51

باسلام
دنباله رو صحبت گذشته باید عرض کنم شما دریکی کامنتهاتون حتی نوشتید( افسوس می خورید که وقت گذاشتید داستان کسی رو بخونید چون بنظرتون خوب نبوده؛ البته این یه نمونه س)
بانو که بهش اشاره کردید صحبت تندی با فرد خاصی نبود.زمان رفتن هم شما تعیین می کنید؟
درهرحال تند و تیزترین بازتابها هم درصورت احترام متقابل ‍
‍ قابل قبوله.
این هم یک نوع بازتاب و دیگر هیچ!


@پریناز.ک توسط آرش پرتو Members  ارسال در جمعه 26 تير 1394 - 20:45

سلام بر شما

در مورد داستانی که فرمودید هنوز هم میگم پشیمونم از اینکه داستانی خوندم به شدت اروتیک..توهین امیز به زنان و مردان و مردمان خطه ی شمال...

من برای شما وقت تعیین نکردم گفتم اگر تحمل این چنین محیطی را ندارید اختیار ماندن با خودتان ست....


من تا حالا به کسی بی احترامی نکردم مگر کسی که لایقش بوده و اتفاقا رک و پوست کنده گفته ام توهین می کنم و اینکه احساس می کنم شما جایی بی احترامی بنده به خودتان را حس کردع اید و اگر اینگونه ست عذر میخواهم...
موفق باشید


نام: آرش شهنواز کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 23:36

نمایش مشخصات آرش شهنواز سلام. خیلی خوب بود@};- @};-


@آرش شهنواز توسط آرش پرتو Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 00:04

سلام جناب شهنواز

سپاس از حضورتون

موفق باشید


نام: پریناز.ک   ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 23:55

باسلام
من هم قصدمتلک انداختن نداشتم.
با مذاکره حل شد. درمجموع ممنون.
شاداب باشید.


@پریناز.ک توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 00:21

سلام

خوشحالم که حل شد

موفق باشید


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در جمعه 6 شهريور 1394 - 00:06

سلام
تا من برنگشتم داستان آپ نکنید ها

یه آدم با یه اسم عجیب و غریب ذیل داستان من اومده ;) :-/ :-/
تازه داستان من تو صفحه نبود ! (ادای کاراگاه)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.