شش داستانک

وکیل مدافع
رو کردم به استاد و گفتم : ببخشید ! شما برای این که حرف دل مردم را بزنید در داستان هایتان از گاو ؛ گوسفند ؛ بز و....استفاده می کنید ؛ آیا منظور خاصی دارید ! .استاد گفت : این جا؛ از حیوانات هم نمی شوداسم برد. گفتم : چرا ؟ خندید و گفت : عده ای وکیل مدافع معترض می شوند که حقوق حیوانات را نادیده گرفته اید! ؛حالا اگر از آنها اسم ببرم؛ چه مصیبتی بوجود می آید؛ باید یک عمر آب
خنک بخورم.

گوسفندان
گوسفندان ؛ وقتی که از چوپان شنیدند ؛ فردا عیدقربان است ! همدیگر را در آغوش گرفتند.

بیدار
پسر رو کرد به پدر و گفت : تا کی ! زمستان در باغ خواهد ماند.پدر آهی کشید و گفت : تا وقتی که درخت ها بیدار نشوند.

کیش و مات
پسر از پدرپرسید کیش و مات یعنی چه؟ پدر گفت : کیش که مال بزرگان است اما مات مال بیچاره هاست ! پسر این حرف ها را که شنید آهی کشید و چیزی نگفت !

میوه های گندیده
استاد روی تخته سیاه نوشت ؛ اگر میوه ای رسید از درخت می افتد. من بلند شدم و گفتم : ببخشید استاد یعنی آن قدر شیرین شده است که می شود آن را خورد.استاد لبخندی زد و گفت : نه ! نمی شود؛ باید آن را دور انداخت وگرنه باغ را خراب خواهد کرد.من که از منظور استاد چیزی نفهمیده بودم ؛ گفتم : حق با شماست میوه های گندیده را باید دور انداخت.

گاو نر
پدرم اوضاع این روزها را که دید ؛ آهی کشید و گفت : ((کار هر بز نیست خرمن کوفتن ؛ گاو نر می خواهد و مرد کهن.)) من که جوابی برای گفتن نداشتم ؛ با تکان دادن سر؛ صحبت هایش را تایید کردم.


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

زهرابادره (آنا) ,بهروزعامری ,نیما فریبرزی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (3/6/1397),حمید جعفری (مسافر شب) (4/6/1397),نگین پارسا (4/6/1397),زهرابادره (آنا) (4/6/1397),مینا رسولی (4/6/1397),نرجس علیرضایی سروستانی (9/6/1397),مجتبی صمدیار (10/6/1397),ابوالحسن اکبری (12/6/1397),بهروزعامری (19/6/1397),نیما فریبرزی (21/6/1397),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 4 شهريور 1397 - 17:34

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام استاد عزیز و بزرگوار
همه داستان ها را خواندم طبق معمول نکات ریز و ظریفی در آنها وجود داشت که لذت بردم و افسوس ها گفتم
داستان ************ان را بیشتر دوست داشتم
سپاس گزار قلم تان هستم
سبز باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.