شش تا داستانک

بینوایان
استاد رو کرد به کلاس و گفت : کدام یک از شما ؛ بینوایان را دیده است. خیلی از دانشجویان دست شان را بلند کردند.استاد گفت ؛ محمود شما بگویید ! محمود گفت : امروز صبح که از خانه خارج شدم ؛ سر خیابان چند نفر از آنها را دیدم که گدایی می کنند.استاد لبخندی زد و گفت : منظورم آنها نبود!


کاوه
پدرم کاوه را خیلی دوست داشت.وقتی دلیلش را پرسیدم.آهی کشید و گفت : پسرم ! او کسی بود که مقابل ضحاک ایستاد !

معلم ریاضیات
معلم دینی رو کرد به معلم ریاضیات و گفت : ریاضیات که کاری به دین ندارد.معلم ریاضی لبخندی زد و گفت : یعنی ما کافر هستیم ! معلم دینی گفت : اگر نیستید از دین هم برای بچه ها بگویید ! معلم ریاضی گفت : اشکالی ندارد ؛ ما از دین برایشان می گوییم ؛ شما هم از ریاضیات بگویید.معلم دینی گفت : من ؛ تخصص ریاضیات را ندارم.معلم ریاضی گفت : اگر تخصص آن را ندارید ؛ از کجا می دانید که ریاضیات کاری به دین ندارد.معلم دینی این حرف را که شنید چیزی نگفت و از دفتر خارج شد.


مجرم
استاد روی تخته سیاه نوشت .اگر مجرم نباشد نان وکیل ها آجر می شود.محمود بلند شد و گفت : ببخشید استاد ! اگر این مجرمان نباشند علاوه بر وکیل ها ؛ قاضی ؛ پلیس ؛ مامور آگاهی و زندان بان ها ....از نان خوردن می افتند.استاد مکثی کرد و گفت : نظر شما این است که مجرم باید باشد.محمود گفت : بله ! اگر نباشد سفره ی خیلی ها برچیده خواهد شد.i

جنگ
زن با خودش می گفت : اگر جنگ تمام شده بود ؛ محسن به خانه می آمد.مرد حال و روز زن را که دید سر در گوشش گذاشت و گفت : هنوز تمام نشده است. زن آهی کشید و گفت : اگر تمام نشده ؛ چرا نامه ای نمی فرستد ! مرد چاره ای نداشت ؛ نامه ای را که نوشته بود برایش خواند.


صندلی
پدرم کارمند بود اما روی هر صندلی نمی نشست.وقتی دلیلش را پرسیدم .گفت : نشستن روی بعضی از صندلی ها ؛ آدم ها را به جان هم می اندازد.گفتم : مثل کدام صندلی ! پدرم خندید و گفت : مثل صندلی رئیس !







شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.2 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

9

بهروزعامری ,داوود فرخ زاديان ,مینا رسولی ,علیرضااشرفی مهابادی ,سیروس لطفی نسب ,محمد رضا بادره , یوسف جمالی(م.اسفند) ,مسعود کوشانی ,عباس پیرمرادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (12/7/1397),ابوالفضل مولوی (12/7/1397),بهروزعامری (13/7/1397),ابوالحسن اکبری (13/7/1397),مجتبی صمدیار (15/7/1397),زهرا میرزایی (15/7/1397),محمد رضا بادره (17/7/1397),داوود فرخ زاديان (18/7/1397),عباس پیرمرادی (18/7/1397),سیروس لطفی نسب (19/7/1397), یوسف جمالی(م.اسفند) (3/8/1397),

نقطه نظرات

نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 مهر 1397 - 11:56

نمایش مشخصات بهروزعامری درودها عزیز

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در جمعه 13 مهر 1397 - 19:29

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد عامری عزیز .خیلی ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};-


نام: مجتبی صمدیار کاربر عضو  ارسال در شنبه 14 مهر 1397 - 00:06

نمایش مشخصات مجتبی صمدیار سلام و عرض ادب ، عالی بودند خصوصا داستانک مجرم . پاینده باشید .


@مجتبی صمدیار توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در سه شنبه 17 مهر 1397 - 20:44

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب صمدیار. ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: علیرضااشرفی مهابادی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 24 مهر 1397 - 00:53

نمایش مشخصات علیرضااشرفی مهابادی سلام،با نظر آقای صمدیار موافقم.داستان مجرم عالیه. موفق باشید. @-}


@علیرضااشرفی مهابادی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در جمعه 27 مهر 1397 - 20:37

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و درود جناب آقای مهابادی. ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مسعود کوشانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 30 مهر 1397 - 15:24

نمایش مشخصات مسعود کوشانی با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی
مانند همیشه زیبا،کوتاه و پر مفهوم.
موفق و سلامت باشید@};-


@مسعود کوشانی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در پنجشنبه 17 آبان 1397 - 20:01

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای کوشانی .ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.