شش تا داستانک

بازگشت
مرد آشفته و نگران بود از این که همسرش خانه را ترک کرده بود. او هرچه پیغام می فرستاد بی فایده بود. یک روز
از ( آ ) که بزرگ خاندان الفبا بود خواهش کرد تا با گروهی به دیدار زن بروند و هر طور شده زن را به خانه باز گردانند. آنها ساعت ها با هم مذاکره کردند اما بدون نتیجه بازگشتند. مرد این بار فکری به ذهنش رسید و با خود گفت : این گروه را می فرستم آنها می توانند مار را از لانه اش بیرون بکشند این که جای خود دارد. گروه سوار بر اسب ها به طرف اقامتگاه زن به راه افتادند. زن از پشت بام آنها را مشاهده می کرد. زن شیهه اسب ها را که شنید از پشت بام پایین آمد و با صحبت های سرپرست گروه (ع ؛ ش ؛ ق ) لبخندزنان به خانه ی مرد بازگشت. مرد به شکرانه ی این بازگشت خانه را چراغانی کرد.


خفاش ها
خفاش ها بعد از سال ها مبارزه با خورشید به این نتیجه رسیدند که هر کدام باید در قلمرو خود فرمانروایی داشته باشند. روز در اختیار خورشید و شب در قلمرو خفاش ها باشند. آنها بعد از این توافق سال هاست که در آرامش زندگی می کنند.

قیام حیوانات !
روباه پشت تریبون قرار گرفت و گفت : دوستان عزیز اگر می خواهید از بی عدالتی ها رها شوید باید بر اساس این کتاب قیام کنید. الاغ گفت : جناب روباه !
می شود کتاب را معرفی کرد. روباه کتاب را بلند کرد و گفت : قلعه ی حیوانات ! .
گاو اعتراض کرد و گفت : جناب روباه ! من این کتاب را چندین بار خوانده ام . انقلاب بر اساس این کتاب با شکست مواجهه خواهد شد. روباه گفت : جناب گاو! ما عواملی را که منجر به شکست می شودبررسی کرده ایم ؛ آنها را اجرا نمی کنیم .
خرگوش که این حرف را شنید برخاست و گفت : انقلابی که شما سردمدار ش باشید چیزی را تغییر نخواهد داد . روباه این اعتراض ها را که شنید فریاد زد : شما چه بخواهید چه نخواهید این قیام صورت خواهد گرفت.

عقاب
عقاب پیر در بستر افتاده بود. هر بار نگاهی به آسمان می انداخت و گریه می کرد. کرکس وقتی دلیل گریه اش را پرسید. عقاب آهی کشید و گفت : به یاد روزهایی می افتم که آسمان قلمرو من بود.

زمین
کبوتر به جنگل که رسید درخت ها اطرافش را گرفتند. سرو پرسید از سرزمین های دیگر چه خبر ؟ کبوتر نفسی تازه کرد و گفت: حال زمین خوب نیست! صنوبرگفت : چه کسانی باعث این کار شده اند. کبوتر
آهی کشید و گفت : آنهایی که برادران شما را کشتند.

چوب
استاد روی تخته سیاه نوشت.
آدم !
حوا !
هابیل !
قابیل !
بعد رو کرد به دانشجویان و گفت : بشر قرن هاست که چوب این خانواده را می خورد. کاش خداوند آنها را نیافریده بود.















شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

بهروزعامری ,حمید جعفری (مسافر شب) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (4/3/1398),ابوالحسن اکبری (4/3/1398),ابوالفضل آقامحمدی (5/3/1398),مصطفی حکیمی پارسا (5/3/1398),بهروزعامری (6/3/1398),

نقطه نظرات

نام: ابوالفضل آقامحمدی کاربر عضو  ارسال در شنبه 4 خرداد 1398 - 01:00

نمایش مشخصات ابوالفضل آقامحمدی سلام چوب یک سیب سیب حوا سیب نیوتون سیب گوشی اپل را میخورد ممنون پایدار باشین


@ابوالفضل آقامحمدی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 8 خرداد 1398 - 19:13

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب آقا محمدی . ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};-


نام: مصطفی حکیمی پارسا کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 5 خرداد 1398 - 09:04

نمایش مشخصات مصطفی حکیمی پارسا تقریبا درون مایه ی هر شش داستان بر میگرده به اوضاع آشفته کنونی مرسی جالب بودند.


@مصطفی حکیمی پارسا توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 8 خرداد 1398 - 19:14

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت حکیمی پارسا . ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 خرداد 1398 - 18:22

نمایش مشخصات بهروزعامری

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 8 خرداد 1398 - 19:15

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد عامری . ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 7 خرداد 1398 - 03:20

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) ????????????


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 8 خرداد 1398 - 19:15

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و درود.@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 7 خرداد 1398 - 03:21

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) بسیار عالی و دلپذیر


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 8 خرداد 1398 - 19:16

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب جعفری عزیز. ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.