غرور

- کیه ؟
+ نمیشناسمش
- حتی نپرسیدی کیو میگم ، تو یه مهمونی 100 نفری ، بعد انتظار داری حرفتو باور کنم ؟
- نمیشناسمش ، واقعا
+ از کی نمیشناسیش
- 5 سال و 2 ماه پیش
+ قبل اون چه قد میشناختیش ؟
- هیچی
+ تو چشمام نگاه کن
- جانم ؟
+ برام تعریف کن
- نگاش کن ، چشم هاش رو نگاه کن
+ همه جارو نگاه میکنه
- به جز من
+ به چی فکر میکنه ؟
- هیچی ، جز من
+ دوست داره ؟
- میمیره برام
+ از کجا میدونی ؟
- میدونم
+ از کجا ؟
- از همونجا که از قصد داره نادیدم میگیره
+ شاید واقعا ندیدتت
- نگاه کن .
{ لیوان دستش را زمین انداخت و شکست }
+ دیوونه شدی ؟
- نصف جمعیت دارن به من نگاه میکنن ولی اون هنوز هم نه، این یعنی از عمد حواسش به من نیست
+ { میخندَد}
- {سکوت}
+ دوسش داری ؟
- اون دوستم داره
+ تا حالا بهت گفته ؟
- هیچ وقت
+ پس از کجا فهمیدی ؟
- اون با من بزرگ شده ، اون من رو بزرگ کرده و من اونو
+ خوب ؟
- من پدر اونم و اون مادر من ، نگفته حرف های هم دیگرو میفهمیم
+ پس چرا هیچ وقت بهت نگفته دوست دارم ؟
- چون اونم فکر میکنه من دوستش دارم
+ واقعا دوسش داری ؟
- اون دوستم داره ...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (18/1/1397),مجتبی صمدیار (25/1/1397),محمد ملکی (27/1/1397),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 18 فروردين 1397 - 10:39

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.