هرکس گرفتار است

ساعت ها مقابلم ایستاده بود ،بی صدا نگاهم میکرد .
دریغ از یک کلام ،فقط نگاهم میکرد.
در این کار استاد بود ((نگاه کردن))،بنظرم فقط انسانهایی می توانند با نگاه تمام حرفهایشان را بگویند که خیلی عمیق اند....
اما او از انسان فراتر بود...
سکوت را شکستم (مثل همیشه).بس کن ،چقدر میخواهی مرا با نگاهت کند وکاو کنی !خسته نشدی!چه میگویم تو که خسته نمیشوی فقط خسته میکنی....
بهتر نیست بجای این نگاه های پر سرزنش پاسخ سوالاتم را بدهی؟!
(خودم هم میدانم چرند میگویم این نگاه بیشتر از هر چیزی عشق داشت اگر سرزنشی هم باشد فقط از سر عشق است نه چیز دیگری)
خودم را از تک و تا نینداختم :نمی شنوی؟؟؟؟؟؟؟
تو علت ایجاد سوال ها هستی اما دریغ از یک کلام جواب،آه که من از بدو تولد با عدالتت مشکل داشتم و میدانم تا آخرین لحظات عمرم هم نمی فهممش.
خندید........
به همین سادگی فقط خندید.......خنده ای بیصدا ....خنده ای بی دهان!
باز هم مثل دفعات قبل بعد از کلی داد و فریاد ساکت شدم و از پای افتادم...
او همینجور است باید برای شنیدن صدایش زانو بزنی و خالصانه اشک بریزی
فریاد بزنی جوابت را نمیدهد و حتی گاهی نگاهش را هم از تو می گیرد..
نگاهش که برود خوشبختی هم میرود و آن وقت تو میمانی و تو...
افسوس ،افسوس که من هر بار این را فراموش می کردم ..
لعنت به من که چقدر فراموشکارم،آنقدر فراموشکار که بیشتر اوقات مهمترین عهد زندگی ام را فراموش میکنم،عهدی که به بودنم و به حرکتم در این جاده معنا میدهد،مقصد میدهد.
با چشمان خیس نگاهش کردم :جوابم را بده ،خواهش میکنم،تنهایم تنهاتر از آنچه که فکرش را میکردم.
فرعی های جاده به هم تنیده ،گیج شده ام ،گیج تر از قبل...
دستش را به سمتم دراز کرد .
بگیرش و نزدیکم بیا....
نزدیکم که باشی پرده ها کنار میرود ،پرده ها که کنار رفت تو می مانی و جاده ی اصلی...
"دستش را گرفتم ،جاده ی اصلی چراغانی شد و همه ی صراط ها یک سو شدند
مستقیمِ،مستقیممممممممممممممممممم...............
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مریم مقدسی ,نعیمه میرزاعلی ,آرمیتا مولوی ,سلمان ارژن , ناصرباران دوست ,زهرابادره ,شهره کبودوندپور ,اذرمهرصداقت ,محمدرضا زارع ,


این داستان را خواندند (اعضا)

شهره کبودوندپور (30/10/1393),آرمیتا مولوی (30/10/1393),علیرضا لطف دوست (30/10/1393),نعیمه میرزاعلی (30/10/1393),اعظم رحمتی (30/10/1393),شايسته دولتخواه (30/10/1393),سحر ذاکری (30/10/1393),مریم مقدسی (30/10/1393),اذرمهرصداقت (30/10/1393),رضوانه رضایی (30/10/1393),كوروش جعفري زاده (30/10/1393),زهرابادره (30/10/1393),محمد حشمتی فر (30/10/1393),محمود لچی نانی (30/10/1393),سلمان ارژن (30/10/1393),محمد حشمتی فر (30/10/1393), زینب ارونی (30/10/1393),آرش پرتو (30/10/1393),آریامنتقد (30/10/1393),حسین صباغی (30/10/1393),حمیدرضا محدثی (1/11/1393),محمدرضا زارع (1/11/1393), ناصرباران دوست (1/11/1393),حسین خسروجردی خسرو (1/11/1393),م.فرياد (1/11/1393),وحید مداحی (1/11/1393),انسیه زمانی (1/11/1393), ناصرباران دوست (1/11/1393),محمود لچی نانی (1/11/1393),شیدا محجوب (2/11/1393),ایمان بشیری (2/11/1393),حسین خسروجردی خسرو (26/11/1393),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 دي 1393 - 11:09

مناجات زیبایی بود موفق باشید.
اما هرکس خدا را متفاوت درک می کند. @};-


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 دي 1393 - 11:26

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت درود


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 دي 1393 - 12:57

نمایش مشخصات زهرابادره سلام عزیزم
عالی و عالی
موفق باشید و شاداب @};- @};-


@زهرابادره توسط رضوانه رضایی Members  ارسال در سه شنبه 30 دي 1393 - 13:09

سلام ممنونم :)
شما خیلی لطف دارین


نام: حسین خسروجردی خسرو کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 1 بهمن 1393 - 06:45

نمایش مشخصات حسین خسروجردی خسرو سلام رضوانه عزیز و بزرگوار
ممنونم از نظرت.خیلی محبت کردی اگه ممکنه ایمیلتو داشته باشم خوبه وگرنه جسارتمو ببخش.
نسبت به سنت خوب بود. ولی خیلی جای کار داره و خیلی روانتر و عاشقانه تر جا داره بنویسی.آفرین.
من به خانوم های محجبه خیلی ارادت دارم.امیدوارم موفق باشی.


@حسین خسروجردی خسرو توسط رضوانه رضایی   ارسال در چهار شنبه 1 بهمن 1393 - 19:48

سلام نظر شما محترم.
از دادن ایمیلم معذورم با عرض پوزش


نام: شايسته دولتخواه کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 1 بهمن 1393 - 13:31

نمایش مشخصات شايسته دولتخواه سلام رضوانه خانم عزيز
زيبا نوشته ايد خواندم و لذت بردم@};-


@شايسته دولتخواه توسط رضوانه رضایی   ارسال در چهار شنبه 1 بهمن 1393 - 19:45

سلام ممنون لطف دارید خانم دولتخواه
خوشحالم که لذت بردید :)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.