نویسنده پونه محمدی
اولین بار بود که میخواست نوشته هاشو برای همه رو کنه. دلهره ی عجیبی داشت. ولی ته دلش یه صدا بهش میگفت تو میتونی. دلشو ب دریا زد و شروعش کرد.هم
ادامه داستان
نویسنده اسدصفائی بناب
تو تنها رفیق تنهایی منی؛ کسی که بامن نفس می کشی ،دوریت سخت ونبودنت دردآور است همه ی بدنم وهمه ی لباسهایم بوی تورا می دهند بوی ادکلنی که مخص