آب- شام

حق بده در نگاه اول نشناختمت!
موهای سفید شده ات و نگاه تکیه ات گویاتر از خبر بشیر بود.
می دانم چه اتفاقی افتاده...
به خاطر همین است که نمی پرسم چرا با برادرها رفتی و بی برادر برگشتی!
حتی از فرزندهایم از تو سوال نپرسیدم.
چون می دانم کجایند.
از اول هم معلوم بود...
بلاخره جنگ حق و باطل است دیگر...
اما فدایت شوم...چرا این روزها با هر کاسه آبی که می آوری، قطره قطره اشک می ریزی!؟
انگار کاسه ی اشک، سر سفره ی شاممان می گذاری!
آب - شام
تو را یاد چیزی می اندازد؟

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (10/4/1397),مزان ب (10/4/1397),کامران غفوری (10/4/1397),امیر یزدی (10/4/1397),ابوالفضل مولوی (11/4/1397), ک جعفری (11/4/1397),زهرابادره (آنا) (13/4/1397),فاطمه گودرزی (31/4/1397),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 تير 1397 - 11:28

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-


نام: کامران غفوری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 تير 1397 - 15:59

نمایش مشخصات کامران غفوری کلا جنگ فراق دوری و این دست موضوعات بکری هستند برای نوشتن یک داستان کوتاه زیبا اما این دل نوشته دل نوشته که ن خود نوشته ینی کد هایی میدی در نوشتت که فقط شاید خودت مفهومشو بفمی مثلا جنگ شام و آب چه ربطی به هم دارن یا من خواننده ربط اینا رو بفههم چی میشه چ اتفاقی میفته چه گره ای از این نوشته باز میکنه در یک کلام میشه گفت نوشتن سخت ترین کار دنیاس چون باید تفکر و درونیات خودت رو در حد قدرت تحلیل و نوشتنت پایین بیاری و چه خوبه که این دوتا در یک حد باشن ینی پیش خودمون فکر میکنیم وای خدای من فلان موضوع چقد بکره برای نوشتن داستان اما وقتی میایم رو کاغذ شروع میکنیم میبینیم نه اصلا هم اینطوری نیس این ناشی از ضعف قلم ماست و ناتوانی در اونچه که فکر میکنیم بکره اما وقتی مینویسیم می بینینم پیش پا افتادس اما با چی برطرف میشه؟ دو راه داره نوشتن نوشتن و نوشتن همیشگی قرار نیس داستان باشه هرچی و دوم خواندن و خواندن آثار با کیفیت رو بخونیم مثلا در ناطور دشت سلینجر که اون هم به جنگ و اینجور چیزا اشاره کرده آیا اینطور بحث رو مطرح کرده یا آثار دیگر
دستتون درد نکنه قلمتون پایدار


@کامران غفوری توسط امیر یزدی Members  ارسال در یکشنبه 10 تير 1397 - 23:19

نمایش مشخصات امیر یزدی ممنونم از نظر شما استفاده کردم.بسیار عالی


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 تير 1397 - 17:37

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها
خوندم و از نظر دوست خوب مان آقای غفوری هم بهره مند شدم ، ضمن اینکه اضافه می کنم ، داستان کوتاه باید مستقل عمل کند و گره گشایی آن مستلزم دانستن یک اتفاق تاریخی دیگر نباشد ، چون امکان داره کسی از وقایع کربلا اطلاع نداشته باشد و داستان برایش بی محتوا خواهد شد، برعکس در رمان میشود به تاریخ نقب زد و بهره برد ،
اما اینجا شخصیت داستان همسر زینب (س)هست و شما می خواهید از زبان همسرش تالم او را نشان دهید ، به نطر من ، کمی بیشتر باز می کردید داستان جدابتر و برای همه قابل فهم بود .
با تشکر و سپاس فراوان



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.