خودم و خودت!

مجتبی می‌خواست بازیِ‌حمید و به طور کلی تیمش را مسخره کند، گفت:"چند تا موقعیت حروم کردیم تیمشون بازی نداره که، یه بازیکن دارن " حمید ...." بازی بلد نیست!" بعد می خندید. من هم که در تیم حمید بودم و 2-5 بازی به نفع ما بود، داشتم کمی آب می‌خوردم مثل بقیه و در واقع وقت استراحت بود. جرعه‌ای آب در گلویم ریختم؛ امّا آب در گلویم گیر کرد و آمدم بگویم " نه مجتبی، نباید اینجوری بگی، باید بگی، یه بازیکن دارن اسمش فکر کنم حمیدِ همون لباس آبیِ " ولی "نه و مجتبی" در گلویم گیر کرد و با دو بار سکته و چک کردنِ گیرنده و فرستنده(!) آخر گفتم. گفتم " خدایا باشه بابا نمی‌گم، خفمون نکن!" بعد گفتم الان همه بچه‌ها می‌گن ببین چه نگاه تنازعی‌ای به خدا داره و خجالت کشیدم، امّا شانس آوردم این حرف را در دلم زده بودم...

امّا خدایا بدان که دوستت دارم و بدان که نگاهم به تو اصلاً تنازعی نیست، در دلم گفتم که فقط خودم بخندم و خودت!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

سعید پرمشکانی زاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید پرمشکانی زاده (8/11/1390),ابوالحسن اکبری (8/11/1390),مرتضي مرتب (10/11/1390),شهرزاد مهرآبادی (10/11/1390),مسعود کیانی (13/11/1390),

نقطه نظرات

نام: سعید پرمشکانی زاده کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 بهمن 1390 - 09:56

نمایش مشخصات سعید پرمشکانی زاده درود.
داستان زیبا و پر محتوایی بود.ارتباط به گونه ایی متفاوت با خدا.جور دیگر نگریستن.من این داستان را میپسندم.البته به صورت خصوصی نظرم را هم گفتم.در خور ۵ از ۵ امتاز و یک رای حقییر هست داستان جنابعالی.
نویسا بمانید.@};- @};-


@سعید پرمشکانی زاده توسط مرتضي مرتب Members  ارسال در یکشنبه 9 بهمن 1390 - 01:36

نمایش مشخصات مرتضي مرتب از لطف بی انتهایتان ممنونم. آنقدر دوستان عزیزم برای اینکه بیشتر پیشرفت کنم از کارهایم بد گفتند که شنیدن تعریف برای عجیب شده!
بسیار ممنون دوست عزیز، موفق باشید
یا علی


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 بهمن 1390 - 15:34

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام مغهوم داستان خوب بود .


@ابوالحسن اکبری توسط مرتضي مرتب Members  ارسال در یکشنبه 9 بهمن 1390 - 01:37

نمایش مشخصات مرتضي مرتب سلام بسیار ممنون از لطفتون، ممنون از نظرتان، موفق باشید یا علی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.