اولین بار بود که میخواست نوشته هاشو برای همه رو کنه. دلهره ی عجیبی داشت. ولی ته دلش یه صدا بهش میگفت تو میتونی.
دلشو ب دریا زد و شروعش کرد.هم
لیست داستان ها دفتر نمیدانم
| نام داستان | امتیاز | تعداد رای | بازدید | نظر |
|---|---|---|---|---|
آشنایی | 2.00 | 2 | 62 | 8 |
غُبــــــار | 1.20 | 5 | 86 | 4 |
همدم بکر | 1.75 | 4 | 56 | 3 |
پیرپاچنار | 2.67 | 3 | 70 | 6 |
تعداد صفحه:(1)


