یک تجربه - درباره داستان "روشن-خاموش"

سال‌ها قبل؛ در حدود بیست و چهار-پنج سال پیش، کتابی می‌خواندم به نام "سینما به روایت هیچکاک" ترجمه پرویز دوایی، که مصاحبه فرانسوا تروفو با آلفرد هیچکاک بود در مورد فیلم‌هایش. هیچکاک ماجرای نوازنده فلوتی را تعریف می‌کرد که در ارکستر سمفونیک وقتی نوبتش می‌شد فقط یک نت می‌نواخت. هیچکاک از این ماجرا در نقطه اوج فیلم "مردی که زیاد می‌دانست" استفاده کرد. جائیکه وقتی نوازده سنج تنها نت خود را اجرا می‌کند، قاتل به سمت هدف خود را شلیک می‌کند و صدای بلند سنج نمی‌گذارد حضار داخل سالن کنسرت صدای شلیک را بشنوند. نکته جالب این است که هیچکاک تنها کارگردان سینماست (تا جایی که من می‌دانم) یک فیلم را دوبار ساخته است. هیچکاک این فیلم را ابتدا در انگلستان ساخت و وقتی به آمریکا مهاجرت کرد همین فیلم را یکبار دیگر با عوامل آمریکایی ساخت.
موضوع این نوازنده تمام این سالها در ذهن من ماندگار بود تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم داستانی براساس آن بنویسم که این داستان ماحصل این موضوع بود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

نرجس علیرضایی سروستانی , ツفریماه آرام فر ツ ,آرمیتا مولوی ,الف . محمدی , ک جعفری ,شهره کبودوندپور ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین شعیبی (6/8/1396),الف . محمدی (7/8/1396),شهره کبودوندپور (8/8/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (8/8/1396),آرمیتا مولوی (9/8/1396),آرمیتا مولوی (10/8/1396), ک جعفری (10/8/1396),م.ماندگار (15/8/1396),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.