کارآفرین نمونه ( 187 کلمه )

_ خدا بیامرز بعدِ اینکه سربازیش تموم شد تصمیم گرفت مهندس شه ... آره بابا دیپلم ردی بود ، ولی چی ، جنم داشت ! . خلاصه بعد 4 سال مهندسیش رو گرفت ... آره بابا ، قبل سربازی خنگ بود ! ، ولی بعد سربازی نخبه شد ! . خلاصه ، تو راسته ی همون حرفش بعد 5 سال دکترارو هم گرفت ... خاطرخواه زیاد داشت لامصب ! ، از این شهر به اون شهر از این استان به اون استان ، حتی خارج از کشور ! ... آره بابا کارآفرین بود !! ، همه ی بچه های محله و منطقه رو گذاشته بود سرِکار ! ... نه قشنگ ! ، نه اینکه سرکار گذاشته باشه ها ، گذاشته بود کار کنن !! ، دیگه دنبال ناموس مردم نمی رفتیم ... خُب بیکار نبودیم ! ، سرمون شلوغ بود ... آره بخدا دمش گرم ... اهل سیاست نبود ولی بهش نارو زدن ! ... آره بابا دولت ! ، همین یخه سفیدا ، آق زادها رو می گم ، چون بهشون باج نمی داد سرشو کردن زیر آب ... بعد اینکه اعدامش کردن یه عده از خدا بی خبر پریدن خفت بازار رو گرفتند . نامردا شروع کردن دادن جنسای تقلب . الان بازار پر شده از شیشه ی تقلب . نور به قبرت بباره آق هوشنگ . جنس درجه یک به مردم می داد ... اِ جون داداش شنُفتی ؟! ، منو صدا زدن ، باس برم ، ملاقاتی دارم ...
شنبه 95/04/26 ساعت 10:22
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این داستان را خواندند (اعضا)

کامران غفوری (26/4/1395),سعیده پهلوان کندر شریفی (26/4/1395), زینب ارونی (26/4/1395),لیلا حسن زاده (26/4/1395),زهرابادره (آنا) (26/4/1395),بهروزعامری (27/4/1395), ناصرباران دوست (27/4/1395),عاطفه حجابی دخت ایمن (27/4/1395),همایون به آیین (27/4/1395),الف.اندیشه (27/4/1395),سحر ذاکری (27/4/1395),اميرمحمد نائيجيان (28/4/1395),سید رسول مصطفوی (28/4/1395),"صابرخوشبین صفت" (28/4/1395),احمد دولت ابادی (28/4/1395),شهره کبودوندپور (29/4/1395),احمد دولت ابادی (29/4/1395),مهران حیدری (31/4/1395),زهرا بانو (3/5/1395),رضا فرازمند (4/5/1395),مهدی دارویی (27/5/1395),"صابرخوشبین صفت" (2/6/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (2/6/1395),امیر فرصتی قراملکی (2/6/1395),مهدی دارویی (7/7/1395),غزل سادات پورنسایی (16/7/1395),ح شریفی (27/7/1395),ابوالحسن اکبری (2/8/1395),سید محسن علوی زاده (2/8/1395),مسعود کوشانی (17/8/1395),ح شریفی (23/8/1395),محمد علی ناصرالملکی (10/9/1395),همایون به آیین (14/10/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (30/12/1395),همایون به آیین (3/2/1396),کوثر علیزاده (19/6/1396),

نقطه نظرات

نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 16:59

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام خدمت اقای شریفی گرامی
داستان دیالوگ محور شما به دل مخاطب مینشست و اطلاعات خوبی به او میداد و شخصیت کارکتر شما برای او قابل لمس بود
سپاس @};- @};- @};- @};-


@ زینب ارونی توسط ح شریفی Members  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 21:43

نمایش مشخصات ح شریفی بانو ارونی ، سلام و عرض ادب
حضور شما بنده را خوشحال می کند ، و از اینکه داستان را دوست داشتید خوشحال هستم
از حضور همیشگی شما متشکرم
موفق و پیروز باشید@};- @};- @};- @};- @};-


نام: لیلا حسن زاده   ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 22:26

سلام جناب شریفی، داستان جالبی بود؛ البته در ابتدا قدری دور از واقعیت و مبهم می نمود که در انتها اون طنز ظریفش ابهام رو برطرف کرد؛ غافلگیری آخرش هم عالی بود؛ سپاس که می نویسید، قلمتون پرتلاش و نویسا
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@لیلا حسن زاده توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 11:04

نمایش مشخصات ح شریفی سلام خانم حسن زاده
از حضورتان متشکرم و از اینکه خوشتان آمد خوشحالم
سعی کردم آرام آرام موضوع را باز کنم و خوشحالم از اینکه در پایان ابهامی نداشت
حورتان همیشه سبز
موفق باشید و موید@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 02:28

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

درود بر مهارت و خلاقیتتون

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 10:45

نمایش مشخصات ح شریفی سلام و عرض ادب
تشکر بزرگوار
ممنون از حضورتون@};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 04:24

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی ســـــــــــــلام
عرض ارادت بی انتها جناب شریفی:)
توی 187 تا کلمه پرونده یه ننه مرده بیچاره ای پیچیده شد و رفت .. خدایا نیرویی بده من 187 تا کلمه رو بشمرم ..تا اطمینان حاصل کنم زین داستان وزین :D :D
داستان جالبی بود ... اون راوی هم خودش معلوم الحال بود ..من احتمال میدم بعد از اینکه آق هوشنگ ریق رحمت سرکشیده اینم رفته توی دارو دسته ی تقلب فروشا سرو کارش به اینجا ختم شده ....
مخلص کلام هوشنگ مار بود بعد سربازی افعی شد :D :D
به نظرم اومد ..دوتا غافلگیری داشت داستان یکی سرگذشت و کار هوشنگ یکی هم راوی ... هر دوتاش عالی بودن
طنز داستان هم خیلی خوب بود بیشتر طعنه تلخ بود و اسم داستان .. نوع روایت ک تک گویی بود و خوش نشسته بود توی داستان
خلاصه ک همه فاکتر های به درد بخور ک یه داستان رو خوب و ممتاز میکنه داشت
چی از این بهتر :)

دم قلمتون همیشه خدا گرم @};- @};- @};- :)
یکشنبه 27/ 04 / 1395 ساعت 4:20 صبح


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 10:51

نمایش مشخصات ح شریفی سلام خانم سروستانی
ان شاءالله این نیرو به شما داده بشه :)
مثل همیشه به بنده لطف دارید و حضور پیدا کردید و خوشحالم تونستم شما را غافلگیر کنم
خواستم طنز سیاسی بنویسم اینطور از آب درآمد :D
هوشنگ بیشتر یک نماده ، اما هستن هوشنگ های که معلوم نیست تو سربازی چی یاد گرفتن که بعد سربازی نخبه می شن
بانو ، برای شما موفقیت آرزو می کنم @};- @};- @};-
یکشنبه 27/ 04 / 1395 ساعت 10:51 صبح :) :D


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 09:13

نمایش مشخصات ناصرباران دوست دوست گرامی
جناب اقای شریفی
داستان 187کلمه ای بسیار جالبی بود . در این حجم محدود به راحتی همه ی آنچه مخاطب از یک داستانک انتظار دارد را بر آورده می کرد . اینهم هنر است که نویسنده بتواند مستقیما برود سر اصل مطلب و ضربه ی نهایی را ناگهان وسط مخ مخاطب بنشاند . قطعا مانایی تاثیر و رغب به خوانش چنین داستانهایی بیشتر است .
دس و قلمتان پر توان
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 10:55

نمایش مشخصات ح شریفی جناب باران دوست عزیز ، سلام
بی شک تمجید های شما بزرگوار و همینطور حضور سبزتان به بنده قوت قلب می دهد و داستان را معتبر می سازد
از اینکه بنده را در خواندن داستان یاری می کنید بی نهایت سپاسگزارم
امیدوارم این هوشنگ ها در کارهای مشروع نخبه شوند و برای مملکت مثمر ثمر باشند
موفق و پیروز باشید@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 09:21

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام آقای شریفی عزیز و بزرگوار
از اینکه بعد از مدت ها داستانی زیبا و با محتوا از شما خواندم خوشحالم .
داستان در عین اینکه ساده بود و بر دل نشست از دل های پر درد سخن گفت و محاوره اش عالی بود
من دیشب داستان را خواندم ولی متاسفانه هر چقدر تلاش کردم نتوانستم پیام بگذارم گویا مشکل از نت بود
در هر صورت ضمن آرزوی موفقیت منتظر داستان های دیگر شما می مانم
روزتان خوش و خرم ص@}@};- @};- @};-


@زهرابادره (آنا) توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 11:00

نمایش مشخصات ح شریفی سلام خانم بادره گرامی و مهربان
حضورشما قوت قلب است .
از اینکه می آیید و رنجش خاطر را تحمل می کنید و داستان بنده را می خوانید متشکرم .
بله متأسفانه این اتفاق برای بنده هم می افتد ( نت در ایران حکم شکنجه را دارد :) )
بانو خیلی وقت است داستان نگذاشته اید . بنده و دیگر دوستان منتظر هستیم :)
موفق و پیروز باشید@};- @};- @};-


نام: احمد دولت ابادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 11:37

نمایش مشخصات احمد دولت ابادی دزود.لطفا جمله را کامل بنویسید. مهندی شو گرفت. از مهندسی چی گرفت؟ مدرک؟


@احمد دولت ابادی توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 14:33

نمایش مشخصات ح شریفی سلام جناب دولت آبادی
از اینکه داستان را خواندید متشکرم و از اینکه نظر گذاشتید خوشحالم
بله حق با شماست " مهندسی شو " صحیح تر است . ولی قصد بنده از " مهندس " همان توزیع کننده است و " دکتر " همان سازنده ( کارخانه دار ) . است


نام: احمد دولت ابادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 11:42

نمایش مشخصات احمد دولت ابادی متاسفانه فزهنگ جهان سومی پذیرا شده که در برابر هر مسئله ای به گونه ای کنار بیاید. پس چگونه انسان زشد متعالی بیابد؟ این تفکر مازوخیستی در ادبیات خوب نیست اما شیوه ی نگارش شما عالی ست. شاد باشید. بیاییم به دنیای ادبیات نگاهی نو داشته باشیم و جهان زا جوری دیگر تزسیم بکنیم.


@احمد دولت ابادی توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 14:34

نمایش مشخصات ح شریفی بایستی فرهنگ کشورمان را زنده نگه داریم و این امر توسط خود مردم و بالاخص نویسنده محقق می پذیرد . در این نوشته قصد بر تباهی و فساد یا به نوعی شکنجه زبان یا فرهنگ فارسی نبوده .
بنده پیش از این " می " ها را جدا نمی نوشتم . اما بعدها با خواندن نظر های شما سعی بر این آوردم که " می " ها را جدا بنویسم . در این امر باید گفت مستلزم مطالعه و توجه به نقدهای دوستانی همچون شماست ، در واقع این نقدها هستند که راه را از چاه نشان می دهند . ممنون از اینکه اشتباه بنده را نشان دادید .
موفق و پیروز باشید @};- @};-


نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 12:12

درود بر جناب شریف عزیز
طنز تلخی بود که قلم زیبا و شیرین شما ،خواندنش را لذت بخش کرده بود.بله،خدمت باصطلاح مقدس سربازی که قراره یه جوون را مرد بار بیاره و آدم بسازه! نمیدونم چی میشه که ...!
اگه اشتباه نکنم طنز تلخ شما حکایت از بدآموزی های دوره خدمت سربازی داشت که امثال هوشنگ از آن بیرون میان و این آدما هر چقدر در مسیر علم اندوزی و ارزش های اجتماعی خنگ و قاصر هستن، در مسیر بزهکاری و خلاف، نخبه و کارآفرین میشن!! ولی باز گلی به جمال این آقا هوشنگ که جنس درجه یک به مردم میداد!


@همایون به آیین توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 14:41

نمایش مشخصات ح شریفی درود بر شما جناب به آیین عزیز
چند وقتی نبودید ، دلمان تنگ شد:) ، خوش برگشتید
بله این اتفاقات در دوره ی سربازی به طرز وحشتناکی بود . اکثر اینها بخاطر فقر و نداری بود ، و همینطور یک شبیه پولدار شدن
امثال کاراکتر داستان زیاد هستند . و معلوم نیست ، شاید هم معلوم باشد . اینکه چه کسی مقصر است
از اینکه حضور دارید خوشحالم
موفق و پیروز باشید @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 12:29

نمایش مشخصات الف.اندیشه درود بر جناب شریفی گرامی

داستان با وجود حجم محدود کلمات حرفهای زیادی برای گفتن داشت . داستان متفاوتی از شما بود با نگارشی جالب و محاور محور .

بسیار عالی .از قلم و فکرتان لذت بردم .

شاد و پیروز باشید.@};-


@الف.اندیشه توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 14:44

نمایش مشخصات ح شریفی سلام خانم اندیشه
ممنونم بزرگوار ، از اینکه همیشه داستان بنده را می خوانید و نظر می دهید
حضور شما مایه ی دلگرمی ست
از اینکه از داستان خوشتان آمد خوشحالم
برای شما بهترین ها را آرزو دارم
موفق باشید @};- @};-


نام: اميرمحمد نائيجيان کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 01:14

نمایش مشخصات اميرمحمد نائيجيان سلام.خلاقانه و زيبا بود.حس خوبي از خوندنش گرفتم.با سپاس


@اميرمحمد نائيجيان توسط ح شریفی Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 15:03

نمایش مشخصات ح شریفی سلام جناب نائیجیان
لطف دارید دوست خوبم
ممنون از حضورتون و نظری که گذاشتید
موفق باشی @};-


نام: سید رسول مصطفوی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 01:17

نمایش مشخصات سید رسول مصطفوی سلام
جالب بود خوشمان آمد ،همه گفتنی ها را دوستان گفتند ،به دل نشست .
نویسا باشید


@سید رسول مصطفوی توسط ح شریفی Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 15:04

نمایش مشخصات ح شریفی سلام آقای مصطفوی
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و داستان را خواندید
موفق و پیروز باشید @};-


نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 12:20

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام استاد
کوتاه زیبایی بود .
بنظرم با وجود کوتاه بودن و حرفهای کم ولی دنیایی از نگفته در آن پنهان بود .
زنده باشید .

@};-


@"صابرخوشبین صفت" توسط ح شریفی Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 15:06

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر آقای خوشبین صفت
خوش آمدید بزرگوار
شما به بنده لطف دارید ، ممنون از حضورتون
موفق باشید جناب @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 29 تير 1395 - 09:15

سلام جناب شریفی گرامی
عالی بود.
یادش بخیر من جوونیام !! یه داستان شبیه شما نوشتم اسمش آشپزخانه است !!:-/ دوست داشتین بخونین
ولی برای شما خلاقانه تر بود@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط ح شریفی Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 15:15

نمایش مشخصات ح شریفی خانم کبودوندپور ، سلام و عرض ادب
از اینکه خوشتان آمد خوشحالم و از اینکه حضور پیدا کردید و نظر گذاشتید بسیار سپاسگزارم
" آشپزخانه " را خواندم و از آن لذت بردم .
بانو از حضور شما متشکرم
برای شما بهترین ها را آرزو می کنم@};- @};- @};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 3 مرداد 1395 - 00:28

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دوست ادیب

اجتماعی

ودلربا

گرچه من بارها گفته ام نمی خواهم سرم را زیر آب کنند

احسنت

زیبا بود@};- @};-


@رضا فرازمند توسط ح شریفی Members  ارسال در دوشنبه 4 مرداد 1395 - 23:02

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر جناب دکتر فرازمند گرامی
تشکر از حضورتان ، بنده هم اهل سیاست نیستم :)
ان شاءالله همیشه در سلامت و امنیت باشید
موفق و موید باشید @};- @};- @};- @};-


نام: سید محسن علوی زاده   ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 21:44

داستانتون از نظر ایهام خوب و موجز بود .موفق باشید


@سید محسن علوی زاده توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 9 آبان 1395 - 22:11

نمایش مشخصات ح شریفی تشکر بزرگوار
ممنون از حضورتون


نام: مسعود کوشانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 17 آبان 1395 - 10:34

نمایش مشخصات مسعود کوشانی با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست و نویسنده ی گرامی آقای شریفی عزیز
داستان بسیار زیبا و پر مفهومی بود
همیشه پایدار و سربلند باشید
@};- @};-


@مسعود کوشانی توسط ح شریفی Members  ارسال در شنبه 22 آبان 1395 - 01:07

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر جناب کوشانی گرامی
عذر می خواهم بخاطر تأخیر در جواب دادن
نظر لطف شماست؛ ممنونم که خواندید و نظرگذاشتید
موفق و پیروز باشید@};- @};- @};-


نام: محمد علی ناصرالملکی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 10 آذر 1395 - 12:00

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی سلام ،
زیبا و مفید ،
موفق باشید و شاد


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 19 بهمن 1396 - 00:35

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام جناب شریفی گرامی.متشکرم از نظر زیبا ،لذت بخش و آموزنده تان.از لطفت بسیارتان سپاسگزارم.موفق و پیروز باشید.@};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.