اولین بار بود که میخواست نوشته هاشو برای همه رو کنه. دلهره ی عجیبی داشت. ولی ته دلش یه صدا بهش میگفت تو میتونی.
دلشو ب دریا زد و شروعش کرد.هم
لیست داستان ها دفتر داستان هاي خيلي خيلي كوتاه
| نام داستان | امتیاز | تعداد رای | بازدید | نظر |
|---|---|---|---|---|
باران | 2.00 | 4 | 72 | 1 |
در جراید خواندم... | 3.00 | 1 | 139 | 1 |
روزهاي ملال آور... | 1.00 | 1 | 134 | 2 |
زمستان تا بهار | 3.50 | 4 | 80 | 8 |
یکی بود یکی نبود/داستان آمیخته با شعر/الهام گرفته از شعر یکی بود یکی نبود | 1.00 | 1 | 95 | 3 |
تعداد صفحه:(1)


