برو كار كن مگو چيشت كار 2

مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در مسجید بخواند. لباس پوشيد و راهي مسجید شد.

در راه كار مرد به زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي كار تلاش شد. در راه كارش و در همان نقطه مجدداً به زمين خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و محل كارش برگشت.
در راه كار ، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و به گفت نام شما چيست گفت من تلاش و كوشش هستم و از تنبلي بيكاري متنفرم مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود.
مرد بيل اش را به دست گرفت و راهي باغش شد بيل اول دوم و سوم را زد نگهان گنجي يافت دستپاچه شده بود نمي دانست چه كنند اشك شوق و پول دار شدن تمام وجودش را گرفت مي دانست خدا چيزي را بدون دستمزد نخواهد گذشته اما ته دلش به حال فقرا مي سوخت به شهر رفت كلي نهال خريد تو را بود در فكر خيال با هزران اميد نهال كوچك شروع كرد با مرد حرف زدن گفت انسان هميشه بايد كار تلاش كنند وقتي به مالي رسيد دست از كار نكشه نتيجه ادبي اين داستان در زندگيمان به سختي ها زيادي روبه رو هستيم بايد كار كنبم و دست از تنبلي بر داريم دوستاي كوچلو من اين انشا تقديم شما

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

فاطمه رنجبر (21/9/1396),زهرابادره (آنا) (24/9/1396),فاطمه سادات حيدري (10/10/1396),

نقطه نظرات

نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 21 آذر 1396 - 14:28

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر درود
نوشته بیشتر شبیه یک قصه بود تا داستان!
موفق باشید@};-


@فاطمه رنجبر توسط فاطمه سادات حيدري Members  ارسال در چهار شنبه 22 آذر 1396 - 16:27

نمایش مشخصات فاطمه سادات حيدري ممنون كه گفتي


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در جمعه 24 آذر 1396 - 13:28

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام عزیزم
داستان تان خواندم
منتظر کارهای بعدی تان هستم
موفق باشید


@زهرابادره (آنا) توسط فاطمه سادات حيدري Members  ارسال در یکشنبه 10 دي 1396 - 20:04

نمایش مشخصات فاطمه سادات حيدري ممنونم مادر خوبم داستانمو خوندي



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.