رفتن

#رکسانا_کویره

انسان ها....
روزی خود به خود از کنارت می روند!
و تو می مانی و یک فنجان قهوه ی تلخ،
که حالا در تنهایی ات باید به یاد خاطراتش میل کنی!
روزی تنهای تنها می شوی... تنهاتر از آنکه قبلا بوده ای!
چون با رفتنش تنهایی ات را چند برابر می کند!
میرود...
چون نمی تواند بهای محبت های بیش از اندازه ی تو را بدهد!
می رود ،
چون به قول خودش راهتان از یکدیگر جداست!
اصلا بعضی ها می آیند که بروند!
می آیند ...
چند صباحی می مانند و شیرینیِ
محبت هایت دل زده شان می کند!
رفتن مالِ انسان های بی جنبه است!
ماندن است که هنرمی خواهد و
هنر را ندارد هرکسی!
هنرمند کسی ست که بودن را بنوازد ...
نقاشی اش کند...

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

رضا فرازمند ,م.ماندگار ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

م.ماندگار (22/10/1395),نوید عظیمیان (22/10/1395),زهرابادره (آنا) (22/10/1395),حسین شعیبی (22/10/1395),ترنم سرخسی (24/10/1395),رکسانا کویره (26/10/1395),رضا فرازمند (30/10/1395),کیمیا کاظمی (21/1/1396),

نقطه نظرات

نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 دي 1395 - 09:59

نمایش مشخصات م.ماندگار درود
زیبا بود @};- @};-


@م.ماندگار توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 26 دي 1395 - 23:34

نمایش مشخصات رکسانا کویره ممنون دوست عزیز وهمراه


نام: نوید عظیمیان کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 دي 1395 - 18:06

خسته نباشید


@نوید عظیمیان توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 26 دي 1395 - 23:34

نمایش مشخصات رکسانا کویره سپاسگزارم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.