خروج از لبه

«آدمی به امید زنده است.» این جمله ایست که در بدترین شرایط٫ افراد را به ادامه زندگی عادی وا می دارد. ولی منطق این جمله تا چه حد درست است؟ شاید جواب این سوال را مسافرین یک قطار ٫که از مسیر معمولش خارج شده و در کنار یک پرتگاه حرکت می کند بدانند. در یک سوی پرتگاه٫ لاشه ی قطارهایی دیده می شود که بخت بدتری داشته اند و از لبه سقوط کرده اند. اگرچه مسیر کنونی این قطار بسیار ناهموار و پر از دست اندازها و تکانهای ناراحت کننده است ٫ ولی دیدن سرنوشت مسافرین قطارهای آنسوی پرتگاه٫ مسافران را از حال خود راضی نگاه می دارد. برای بهتر فهمیدن احوال این مسافران٫ لازم است که شرایط داخل قطار نیز توصیف شود. این قطار کوپه های ارزانی در انتها دارد٫ که از شدت تکانهای سخت به شدت در هم ریخته شده اند. لوازم داخل این کوپه ها که از همان ابتدا جنس نامرغوبی داشتند٫ در اثر برخوردهای مداوم کاملا فرسوده و غیر قابل استفاده شده اند. وضع در بعضی از آنها طوریست که ساکنینشان تصمیم می گیرند به کوپه های جلوتر بروند. ولی به محض خارج شدن از کوپه خود و ورود به راهرو٫ با سیل جمعیتی مواجه می شوند که به قصدی مشابه آنها عازم جلوی قطار هستند. اینطور می شود که اکثر این مسافرین ناچار می شوند در راهروی قطار چمباتمه بزنند.
حال و روز مسافران در کوپه های میانی قطار هم آنچنان تعریفی ندارد. هر چند که وسایل این کوپه ها خوش ساختتر هستند. ولی تکانهای پیاپی قطار ٫ آثار فرسودگی بر آنها را تشدید و ساکنین این کوپه ها را نگران روزی که وسایلشان به کلی مستهلک شوند می کند. از سویی٫ مسافرینی که پنجره هایی مخالف لبه ی پرتگاه دارند٫ می توانند قطار های دیگری که بدون این همه تکان و هیاهو حرکت می کنند را ببینند. در سمت دیگر اما٫ مسافرانی هستند که منظره ی پرتگاه پیش چشمشان است و در نتیجه بیشترشان جرات تکان خوردن از صندلیهای خود را ندارند. ولی آنها هم از طریق گفتگو با مسافرین کوپه های کناردستی٫ داستان قطارهای دیگر در آنسوی پرتگاه و بی دغدغه بودن مسافرانشان را شنیده اند. اینست که وقتی هر از چندگاهی حرکت قطار نرمتر شده و کمی از پرتگاه فاصله می گیرد٫ بعضی از این مسافران به صرافت گفتگو با گروه راننده می افتند که در جلوترین کوپه های قطار ساکنند.
این کوپه ها که مجهزترین نوع خود در قطار هستند٫ حامل راننده و مشاورانش و خدم و حشم و افرادی که به یک نحوی توانستند خود را به جایی در این گروه بند کنند ٫هستند. این گروه که در قسمت جلوی قطار جا خوش کرده اند٫ رمز از دست ندادن این کوپه ها را در همان رانندگی در لبه پرتگاه دانسته اند. به این شکل که هر وقت مسافران وسطی در راهروهای جلو تجمع می کنند٫ کافیست یک تکان ناگهانی به قطار داده شود تا این مسافران از ترس سقوط٫ به کوپه های خود پناه ببرند و صاف در جای خود بنشینند که مبادا تعادل قطار بیشتر از این به هم بخورد.
در طی این مسافرت دور و دراز٫ گروهی دیگر از مسافران کوپه های وسطی هم خود را آماده کرده اند تا جای گروه راننده را در زمان مناسب بگیرند و مسیر قطار را عوض کنند. از بخت خوب این مسافران٫ روزی راننده ی قطار به ناگاه دچار ایست قلبی شد و قشقرقی در کوپه های جلو به راه افتاد. همه ی مسافران کوپه ها با دیدن این وضعیت سعی کردند به جلو هجوم بیاورند و برای مدتی قطار دچار بی نظمی مطلق شد. در این بی نظمی٫ مسافران توانستند گروه راننده ی قبلی را از کوپه های جلو خارج کنند و گروه جدید٫ که همان راننده های تمرین کرده بودند جای آنها را گرفتند.
برای مدتی همه ی مسافران در راهرو جمع شده بودند و در انتظار خارج شدن قطار از لبه ی پرتگاه توسط گروه جدید٫ پایکوبی می کردند. وضعیت اعضای گروه جدید ولی با بقیه متفاوت بود. حالا نگاهشان به قطارهای دور از پرتگاه افتاده بود که مسافرینش به راحتی در کوپه های خود نشسته بودند و به محض کمترین بی نظمی در هدایت قطار٫ بخشی از گروه راننده را تعویض می کردند. اینجا بود که انگار توافقی میان اعضای گروه جدید شکل گرفت و جهت قطار که برای مدتی به دور از لبه ی پرتگاه گرفته شده بود٫ به همان سمت برگشت. بخشی از مسافران که هنوز در راهروها بودند برای اعتراض به جلو حرکت کردند. ولی چند حرکت خشن قطار کافی بود تا سرسخت ترین مسافران هم دوباره٫ به کوپه های خود برگردند و باز به لاشه های قطارهای افتاده در پرتگاه نگاه کنند.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

ابوالحسن اکبری ,پیام رنجبران(اکنون) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سیروس جاهد (14/3/1396),هستی مهربان (14/3/1396),سعید بیک زاده (14/3/1396),لیلا حسن زاده (14/3/1396),حسین شعیبی (14/3/1396),ساجده حیدری (15/3/1396),رضا فرازمند (15/3/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (15/3/1396),همایون به آیین (20/3/1396),ماهان لایقی (23/3/1396),امیر جلالی (30/4/1396),کوثر علیزاده (25/6/1396),کوثر علیزاده (26/6/1396),گلنوش دهقانپور (17/8/1396),ابوالحسن اکبری (29/2/1397),نیما فریبرزی (3/6/1397),گلنوش دهقانپور (22/6/1397),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.