چه کسی پرده ی من را جا به جا کرد؟

تاریخ مملو از موجوداتیست که به اشکال مختلف مورد سوءتفاهم قرار گرفته اند. فرضیه ی حساسیت داشتن به رنگ قرمز٫ سوءتفاهمیست که گریبان گاوهای اسپانیایی را در طول سالها گرفته و یکی از اصول پایه ای مسابقات گاوبازی است. اما این فرضیه اخیرا به وسیله ی آزمایش عملی رد شد. در این آزمایش ۳ پرده با رنگهای قرمز٫ آبی و سبز به دفعات مقابل گاوها قرار داده شدند و گاوها برای حمله به پرده ی قرمز اولویت بیشتری قایل نبودند. با این وصف می توان نتیجه گرفت که این گاوها نه به رنگ پرده ٫ بلکه به وجود آن معترض هستند. از دیدگاه سیر تکاملی حیوانات این نتیجه منطقی به نظر می رسد ٫چون واقف نبودن به محتوای پنهان پشت پرده جانور را در معرض خطرهای ناشناخته قرار می دهد . پرسشی که می توان با این وجود مطرح کرد اینست که آیا آشنایی با تفکر عرفانی می تواند این رفتار تکاملی را تحت تاثیر قرار دهد٫ چنان که گاو با دیدن تکان خوردن پرده زیر لب بگوید “ بدین پرده اندر تو را راه نیست” و از دیدن محتوای پشت پرده باز بماند؟ این تصور که در مورد گاو غیرمحتمل می نماید٫ طرز تفکریست که در تعداد قابل توجهی از اشعار ایرانی در طول زمان بازتاب داشته است. یکی از تماشاچیان فعلی یک مسابقه ی گاوبازی٫ نمونه ی خوبیست برای فهمیدن چرایی جا افتادن این مفهوم ضدتکاملی در ذهن یک انسان.
این تماشاچی که کارمندی میانسال است ناگهان متوجه زنگ خوردن گوشی همراهش می شود. پشت خط مدیر جدید اداره است و دلیل تماس را تغییرات سیاست اداره و خودکار شدن بخش عظیمی از روند پیشین کار عنوان می کند. این تغییر سیاست٫ منجر به بیکار شدن تعداد زیادی از کارمندان اداره می شود که تماشاچی هم در بین آنهاست. پس از تمام شدن تماس٫ تماشاچی دچار خشم شدیدی می شود و برای لحظاتی استادیوم را ترک می کند. در ثانیه های اول نمی داند خشمش را متوجه چه کسی یا چه چیزی کند. کامپیوترها؟ گوشی همراهش را به نیت له کردن از جیب در می آورد ولی بعد از محاسبه ی قیمت در ذهنش منصرف می شود. از آن گذشته٫ خود کامپیوترها آزاری ندارند بلکه این شرکتها هستند که از آنها سوءاستفاده می کنند و افرادی مثل تماشاچی را بیکار. چند دقیقه را هم با لعن و نفرین به شرکت می گذراند و با خود فکر می کند که نباید اجازه ی استفاده از سیستمهای کاملا خودکار به آنها داده شود. با این فکر بکر٫ در گوشی همراهش جستجو می کند تا افراد هم نظر خود را بیابد و دستورالعمل تحقق بخشیدن به ایده ی ناب خود را بگیرد. برای تماشاچی که تا پیش از این بیشترین فعالیت ذهنیش به پیدا کردن کاری با حقوق مناسب و ازدواج ختم می شد٫ حجم اطلاعات قابل دسترسی در این زمینه بیشتر از تصوراتش است. مباحث ناآشنایی که افرادی با واژه های ناآشنا و عبارات نا آشناتر مطرح می کنند ٫ به تماشاچی این حس را القا می کنند که در اقیانوسی است که تعداد اشیاء دور و نزدیکی که می تواند به آنها دست بیاویزد بی شمار و تا جایی که چشم او کار می کند خشکی دیده نمی شود. این حجم از پیچیدگی همزمان٫برای تماشاچی تفاوت آنچنانی با “ اسرار ازل” ندارند. او گوشی همراهش را در جیب می گذارد٫به استادیوم بر می گردد و به ذهنش می سپارد که در اولین فرصت آگهیهای استخدام کارمندی را چک کند.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

زهرابادره (آنا) , ک جعفری ,"صابرخوشبین صفت" ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (2/4/1397),م.ماندگار (2/4/1397), ک جعفری (4/4/1397),همراز محمدی (4/4/1397),زهرابادره (آنا) (7/4/1397),"صابرخوشبین صفت" (7/4/1397),سروش جنتی (8/4/1397),مزان ب (9/4/1397),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 2 تير 1397 - 14:26

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.