دو خدا و یک عشق!

گذشته ها را پاک کرده ام
باری دیگر عاشقت می شوم
اما این بار بدون انکه بفهمی
اینگونه بهتر است
یعنی این بار چه خواهد شد؟
زیرا این عشق را اول به دست خدای تو
بعد به دست خدای خودم سپرده ام.
دو خدا و یک عشق...!!!
مطمئنم تو را به دست میاورم
هه!!
حالم خوب نیست از چیز های محال حرف میزنم :)

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

فاطمه رنجبر (17/9/1396),مهسا تنانی (17/9/1396),تینا قدسی (18/9/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (20/9/1396),ماریه آزاد (12/10/1396),

نقطه نظرات

نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در جمعه 17 آذر 1396 - 15:40

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر @};- @};- @};-


نام: مهدیس   ارسال در یکشنبه 10 دي 1396 - 15:52

عالی بود


نام: مهشید سلیمی نبی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 دي 1396 - 18:32

نمایش مشخصات مهشید سلیمی نبی سلام زیبا بود.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.