زلزله و خالق ان

حالا که بیشتر دقت می کنم
تازه می فهمم چقدر ما از خدایمان دور شده ایم
به حدی که برای رفع بلا، برای رفع زلزله
به هر نحوی التماس زمین و زمان را می کنیم.
ولی...
ولی نیم نگاهی به خدا نمی اندازیم.
خدایی که خالق این جهان است...
خدایی که قدرتش به حدی از این زلزله بیشتر است که نمی توان به زبان اورد.
ما از زلزله میترسیم؛ از مرگ فرار می کنیم و به بیابان ها، کوچه ها و خیابان ها پناه می بریم.
از خشم خدا هم می شود فرار کرد؟
اگر وقت مرگ من، شما را نمی گویم؛ کاری هم به اینکه این زلزله چگونه به وجود امده است هم ندارم؛ هرچه باشد خدا خود خالق این اتفاقات است.
عرض می کردم: اگر وقت مرگ من دو ساعت دیگر باشد؛ اگر از دست زلزله هم فرار کنم باز عزرائیل به دنبال من است برای گرفتن جانم، پس فرار تا به کی؟
بیایید بجای اینکه التماس زمین و زمان را بکنیم، التماس خدا بکنیم تا فرصتی به ما بدهد برای جبران گناهایمان؛ بیایید بجای اینکه از ترس زلزله به بیابان ها، کوچه ها و خیابان ها پناه ببریم به خدا پناه ببریم که شب و روز بیدار است و حافظ ماست
از مرگ نمیتوان فرار کرد ولی میتوانیم فرصتی برای جبران خطاهایمان طلب کنیم
بیایید خودمان را تکان بدهیم تا خدا بیشتر از این تکانمان نداده است
#محدثه_یعقوبی
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

زهرابادره (آنا) ,نوید عظیمیان ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مجتبی صمدیار (11/10/1396),محدثه یعقوبی (11/10/1396),نوید عظیمیان (12/10/1396),زهرابادره (آنا) (12/10/1396),ماریه آزاد (12/10/1396),فاطمه رنجبر (12/10/1396),سانازرضایی (14/10/1396),سیده ساجده شهریاری (5/11/1396),پیام رنجبران(اکنون) (7/11/1396),فاطمه گودرزی (4/3/1397),

نقطه نظرات

نام: نوید عظیمیان کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 12 دي 1396 - 06:09

بسیار عالی.
مرحبا.


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 12 دي 1396 - 11:29

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام و درودها
دلنوشته عبرت انگیزی از شما خواندم ،طرز چینش لغات همه زیبا و قابل تامل بود منتها می توانستید در داخل داستان بگنجانید و برایش قهرمان درست کنید و از زبان قهرمان حرف هایتان می گفتید اون موقع نوشته شما تبدیل به داستان میشد ،
توجه داشته باشید نصیحت گویی و مستقیم گویی از ارزش ادبی داستان می کاهد امیدوارم صراحت کلام مرا ببخشید
سپاس بیکران


نام: سانازرضایی   ارسال در چهار شنبه 13 دي 1396 - 00:47

خانم یعقوبی مفیدوپندآموزی بودخییلی هم عالی.
لطفااگه امکانش هست داستان من روهم بخونیدونظربدهید..من عضوجدیدهستم.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.