سرنوشت

دریا متلاطم شد ، وهر آنچه را که در درون داشت بیرون ریخت و با موجهای

پی در پی به ساحل حواله داد ! بیچاره صدفهای کوچک که پناهی و جایی جز دل

دریا نداشتند از پی آخرین موج دوباره بدنبال آب دوان دوان می دویدند ولی باز موج

بعدی آنها را ازدریا میراند و به دورتر روانه می ساخت ؛ هنگامی که دریا آرام گرفت

دیگر دست موجها آنقدر کوتاه شده بود که نمی توانستند دست های در شن فرو

رفته صدفها را بگیرند ....... و این بود آغاز جدایی !!!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

فرزاد مرتضایی (27/1/1397),مجتبی صمدیار (28/1/1397),مجتبی صمدیار (31/1/1397),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.