خواب و خیال

میخواهم مانند تخته شکسته ایی برروی آب در وسط اقیانوس شناور باشم . تخته پاره ی که فقط می تواند اراده کند که به آسمان نگاه کند و یا چشمانش را ببند ، یا اینکه پشتش را به آسمان کند و صورتش را داخل آب فرو ببرد و محو زیبایی های اقیانوس و دنیای زیر آب بشود یا چشم به اعماق تاریک و سیاه اقیانوس بدوزد . چه حال غریبی دارد این تخته پاره ، نمیداند که سرانجامش چه خواهد شد ! صخره ایی سخت تکه تکه اش خواهد کرد یا بر بستر نرم ساحلی زیبا و بکر خواهد آرمید یا اینکه دست غرق گشته ایی در دریا را بر شانه اش احساس خواهد کرد ، و یا آنقدر زیر آفتاب سوزان بر روی آب خواهد چرخید تا لباسی از جلبک سبز بر تن کند ! ولی با این همه امروز هنوز دلم میخواهد برای لحظاتی هم که شده تخته پاره ایی باشم ..... تا این روزهای بلاتکلیفیم را بعنوان انسان بر روی کره خاکی از یاد ببرم !
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (6/7/1399),مجتبی صمدیار (7/7/1399),نوریه هاشمی (9/7/1399),ابوالحسن اکبری (15/7/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.