نگاهی به گذشته

سلامی دوباره :

قسمت چهارم :


مدرسه ی روستا تا پنجم ابتدایی بیشتر نداشت که از سوم ابتدایی گلگز به همراه خانواده به شهر کرج آمدند و اینجا بود که ترس از بیگانگان و شلوغی مدرسه جدید به وحشت انداخته بود چند روز بعد به مدرسه رفتن برای ثبت نام مادرش با تعجب نگاه می کرد بله ترس گلگز به جا بود روستا کجا شهر کجا ثبت نام شد و یونیفرم مدرسه برایش گرفتن آبی رنگ بود بایقه سفید .
روز بعد آماده شد برای مدرسه رفتن؛وقتی به مدرسه رسید احساس خیلی بدی داشت یک گوشه ای از حیاط ایستاد تا زنگ مدرسه به صدا در آمد صف مدرسه سومی ها رو پیدا کرد و ایستاد.
خیلی با بچه های دیگه فرق داشت همه بدون روسری پیراهن آبی و یقه سفید و جوراب شلواری بودند اما گلگز با روسری و شلوار با یک کیف رو دوشی آبی رنگ سعی می کرد از بقیه دورتر بایستد ناظم مدرسه که یک آقای قد بلندی بود گلگز را صدا کرد گفت:دخترم اگر مثل هم کلاسی هایت لباس نپوشی اینجا اذیت می شوی.
به مادرت بگو مثل بچه های دیگر باید لباس بپوشی؛زنگ به صدا درآمد همه به سمت کلاس رفتند و گلگز هم به کلاس رفت.
یک معلم زیبا با موهای بلند سر کلاس آمد بعد از سلام و احوال پرسی تنها کسی بود به گلگز گفت دخترم همانظور که دوست داری همانطور باش.

ادامه دارد...
با تشکر از خوانندگان عزیز


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

ابوالحسن اکبری ,مرتضی حاجی اقاجانی ,پریناز.ک ,رجبعلی باقری ,شايسته دولتخواه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

فاطمه گودرزی (11/8/1396),فاطمه گودرزی (11/8/1396),م.ماندگار (11/8/1396),مجتبی صمدیار (11/8/1396),مرتضی حاجی اقاجانی (12/8/1396),شايسته دولتخواه (12/8/1396),علی حسینی (14/8/1396),پریناز.ک (14/8/1396),فاطمه گودرزی (16/8/1396),ابوالحسن اکبری (16/8/1396),مجتبی صمدیار (17/8/1396),مصطفی زمانی (20/8/1396),

نقطه نظرات

نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در جمعه 12 آبان 1396 - 09:19

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام
داستان خوبی است و کشش لازم را دارد. فقط قسمتهای آن طولانی‌تر باشد بهتر است.


نام: شايسته دولتخواه کاربر عضو  ارسال در جمعه 12 آبان 1396 - 22:00

نمایش مشخصات شايسته دولتخواه سلام
قسمتهای قبلی را هنوز نخوانده ام اما از این قسمت باید عرض کنم که راوی ماجرا را بسیار ساده و روان می گوید بطوری که کاملا عامه پسند است و این از نکته های مثبت داستان تلقی می شود.
موفق باشید.


@شايسته دولتخواه توسط فاطمه گودرزی Members  ارسال در جمعه 12 آبان 1396 - 23:59

نمایش مشخصات فاطمه گودرزی @};- @};- @};- @};-
ممنونم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.