من و خواهرم

من و او مثه داداش و آبجی بودیم
خیلی باهم دوست بودیم
همیشه مشکلاتمونو بهم میگفتیم
همدیگه رو کمک میکردیم
به همدیگه آرامش میدادیم!!!
تا اینکه اون روز بد رسید
واسشون مهمون اومد و منو کامل فراموش کرد
مهمونشون یه آقا پسر ۲۱ ساله بود!!!نمی دونم اون همه حرف که مواظب خودت باش و .... کجا رفت؟؟؟؟چی شد!!!
اون واسم واقعا مثه خواهر بود و من سعی داشتم که عشقمون عشق خواهر برادری باشه نه عشق های بچه گونه ی دوران ۱۷ یا ۱۸ سالگی که هیچ سرانجامی نداره!!!

من نمی دونستم که اون فک میکنه که من یه عروسکم و میخواد منو بازی بده!!!
نمی دونستم که اون اینجوری داره با من بازی میکنه!!!
بالاخره هر کسی باید در یه دورانی یه سری تجربه ها کسب کنه!!!
واقعا به قیافش نمی یومد!!!
ولی امید وارم در هر کجا که هست خوش بخت باشه!!!
شاید الآن جایی نشسته و داره به من میخنده ولی من بهش میگم که این ره که تو می روی به ترکستان است!!!!
بالاخره دل یه آدم رو شکوندن گناه داره!!!!
نداره؟؟؟
یادم باشه که همیشه حواسم باشه که دارم چه کار میکنم!!!
به قول پسر داییم آدم باید حواسش به همه باشه آخه افراد زیادی هستن که دلشون واسه تو نمیسوزه!!!
مواظب رفتارتون باشین!!!
همیشه حواستون باشه جاهایی که قدم میزارین دل یه نفر رو نشکنین!!!
شاید زیر پاتون یه دل باشه!!!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 35 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

افلاطون پاشائی پور ,سید محمد آتشی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

شایان افضلی ( cernel nyle) (27/12/1390),میلاد (27/12/1390),سید محمد آتشی (27/12/1390),علی زرگری پور (28/12/1390),افلاطون پاشائی پور (29/12/1390),مینا قاسمی (2/1/1391),محمد بابایی (نامی) (2/1/1391),سار امظلومي زاده (4/1/1391),امیر شریفی (9/1/1391),احسان امینی فر (10/1/1391),خلیل میلانی فرد (18/1/1391),هامون محمد (23/3/1391),داریوش جعفری (8/5/1391),داریوش جعفری (24/5/1391),سعید رنجبر (10/9/1391),مهتاب محمدی (4/2/1392),حسین اسکندری (19/3/1392),قاسم محمودی (29/7/1392),مریم موسوی (1/8/1392),علی علویان (17/9/1392),مجتبی دانیالی (20/9/1392),آرش شمس (20/10/1392),

نقطه نظرات

نام: شایان افضلی ( cernel nyle) کاربر عضو  ارسال در شنبه 27 اسفند 1390 - 10:17

نمایش مشخصات شایان افضلی ( cernel nyle) منتظر کار های بهتری هستیم
موفق باشید


نام: آنا آریان   ارسال در شنبه 27 اسفند 1390 - 12:00

اینهمه علامت تعجب برای چی بود اونوقت؟!!!!!!!!!!


نام: آنا آریان کاربر عضو  ارسال در شنبه 27 اسفند 1390 - 12:01

اینهمه علامت تعجب برای چی بود اونوقت؟!!!!!!!!!!


@آنا آریان توسط مصطفی ابراهیمی میمند Members  ارسال در شنبه 27 اسفند 1390 - 21:11

نمایش مشخصات مصطفی ابراهیمی میمند برای اولین داستان نمی دونستم!!!
امیدوارم که بتونم برای داستان های بعدی جبران کنم!!!
مرسی که نظر گذاشتین


نام: افلاطون پاشائی پور کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 29 اسفند 1390 - 16:35

نمایش مشخصات افلاطون پاشائی پور @};-


نام: سید جواد   ارسال در سه شنبه 1 فروردين 1391 - 10:22

باشید عیدتو مبارک بیشتر تلاش کنید


نام: محمد بابایی (نامی) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 2 فروردين 1391 - 14:36

نمایش مشخصات محمد بابایی (نامی) سلام دوست عزیز
داستان بسیار زیبایی خواندم از شما
خوشحال میشم نیم نگاهی به داستان بنده هم بندازین و نظرتونو راجع به داستانم بگین
موفق و سربلند باشین
نامی
@};-


نام: داریوش جعفری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 8 مرداد 1391 - 11:56

نمایش مشخصات داریوش جعفری !!! :D



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.