علم بهتر است یا ثروت ؟

خدا خیرش بدهد .

پیرمرد نیکوکار با انگشت زدن بیعنامه ، کار خرید یک بنای دیگر را تمام کرد و به

زودی ساخت یکصدمین مدرسه اش را شروع می کند .

با تخریب بنای قدیمی ، مستاجر بی چاره با چند سر عائله اش آواره می شود .

آموزگاری دلسوز که در طول خدمتش دست کم به هزار دانش آموز خواندن و نوشتن

آموخته است . . .
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (2/4/1397),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 2 تير 1397 - 14:27

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.